صفحه اصلی / روانشناسی / شخصیت / تربیت دینی و روشهای انتقال آن به جوانان و نوجوانان
mseza3

تربیت دینی و روشهای انتقال آن به جوانان و نوجوانان

مقدمه:
” خدای را سپاس که رحمت خویش را درابر بارور کلامش انباشته و آن را به سوی زمین های مرده رانده است تا درحلقوم خشکیده هر دره ای ، به قدر عطش آن ببارد و درتن هر زمین مرده ای ، به قدر پاکیزگی اش نفوذ کند وآن را پس از مرگش ، زنده کند و به سایه سار درختان پاک بسپارد .بار دیگر او را سپاس که نم نم شیرین کلامش را از واحه ضیق و بی محال وجود این بنده ، دریغ نداشته و شگفتا که در این شوره زار خس آلود،گلی رویانده است.”(باقری ،۱۳۷۹، ۷)
نقش هایی چون مادری ، شهروندی ، آموزشی – تربیتی ، بسیجی و.. مرا واداشت به سراغ منابع معتبری مثل سنن النبی ،سیره رسول اکرم (ص) ، نهج الفصاحه و برخی کتب تربیتی بروم و با مروری مجدد بر آنها بتوانم حتی الامکان از آنهااستفاده نمایم. اما این کافی نبود و همچنان نیاز به انجام کاری عمیق تر ومنسجم تر را احساس می کردم . همایش تربیت دینی درجامعه اسلامی معاصر و عناوین اعلام شده ، این فرصت را برایم فراهم کرد تا به مطالعاتم نظم بیشتری دهم و دامنه آن را وسیع تر و کامل تر نمایم .بنابراین به یاد داشت ها و دست نوشته هایم سر وسامان داده و این مقاله را تدوین کردم.امیدوارم مطالعات انجام شده در درجه اول دستمایه اخلاقی و تربیتی موثری برای ایفای نقش ها ومسئولیت های شخصی ام قرار گیرد و در درجه بعد برای علاقمندان به این موضوع مفید واقع شود.

پیشینه تعلیم وتربیت اسلامی :
“در باره تعلیم وتربیت اسلامی ،دانشمندانی از قبیل فارابی در کتاب آراءاهل المدینه الفاضله والسیاسه .اخوان الصفا در رسائل معروف . ابن مسکویه رازی در طهارت الاعراق و جاویدان خرد ، غزالی در احیاء علوم الدین و فاتحه العلوم ومیزان اعمل والرساله اللدنیه و رساله ایها الولد .ابن سینا در السیاسه .ابن عبدالبر اندلسی در جامع بیان العلم و فضله.سمانی درطرازالذهب فی آداب الطلب وادب الاملاءوالاستملاء. ابن خلدون درمقدمه العبر.ابن الحاج ابوعبدالله عبدری درمدخل الشرع الشریف علی المذهب الحنیف و بسیاری از دانشمندان در ضمن کتاب های اخلاق و عرفان در باره آداب تعلیم وتربیت سخن گفته اند.عرفا ومتصوفه هم از تربیت مرید و آداب آن سخن گفته اند.فقها در کتاب های فقهی ،جسته وگریخته ،مطالبی رادرتعلیم وتربیت یاد کرده اند.ابن مسکویه مقاله ای تحت عنوان وصیۀ افلاطون فی تادبی الاحداث ترجمه اسحق ابن حنین آمده است ورویهمرفته آثار مربوط به تعلیم و تربیت درمیان کتب ومولفات دانشمندان اسلامی وحکما تحریر یافته است.درحقیقت کهن ترین مصادر اسلامی تربیت وتعلیم ،همان قرآن وحدیث است که با الهام از آنها کتاب هایی در این موضوع ویا موضوعات دیگر ولی مشتمل برمسائل تعلیم وتربیت نگارش یافته است.”(حجتی ،۱۳۵۹ ،۲۰-۱۹)از دیگر علما می توان به خواجه نصیر طوسی و شهید ثانی اشاره کرد که دراین باب کتب بسیار غنی و مفیدی از آنان به جا مانده است.درعصر معاصر نیز متخصصین تعلیم وتربیت از جنبه های مختلف به این امر پرداخته اند که در این پژوهش تلاش شده است از برخی از این منابع وکتب استفاده شود.

تعاریف ومفاهیم تعلیم وتربیت:
” تربیت از ریشه ربو ،ربب ، رباء ، راءب و ربی می باشد. ربو به معنی رشد یافتن ،بالاآمدن ، افزودن ، اوج گرفتن،رش کردن و…است.”(قائمی امیری ،۱۳۷۸،جزوه درسی)”رب یعنی پرورگار،آفریدگار،خداوند ، مالک مصلح،ارباب وربوب”(عمید، ۱۳۷۳ ،۶۹)(دلشادتهرانی ، ۱۳۷۹ ،۳۷ )واژه تربیت باتوجه به ریشه آن ، به معنی فراهم آوردن موجبات فزونی وپرورش است وازاین رو به معنی تغذیه طفل به کارمی رود.علاوه بر این تربیت به معنی تهذیب نیزاستعمال شده که به معنی زدودن خصوصیات ناپسنداخلاقی است.گویا دراین استعمال،نظربرآن بوده است که تهذیب راتربیت دانست.”(باقری،۱۳۷۹ ۳۷)”تربیت عبارتست از فراهم کردن زمینه هاوعوامل برای شکوفاکردن وبه فعلیت رساندن استعدادهای بالقوه انسان وحرکت تکاملی او بسوی هدف مطلوب ، منطبق براصولی معین وبرنامه ای سنجیده.”(ابراهیم زاده ،۱۳۷۰،۵۷)

تربیت به معنای فراهم ساختن زمینه های رشد وبالندگی علمی ومعنوی در انسان هاست که از دوران طفولیت نیاز به برنامه ریزی دارد. سه هدف اساسی می توان برای تربیت تعیین کرد :
۱- بیدارسازی فطرت وعقل: از اهداف اولیه و مهم تربیتی دراسلام تذکرات و یادآوری هایی است که عقل خفته و فطرت فراموش شده انسان ها را بیدارمی سازد.
۲- ایجاد رغبت وشوق به طاعت خدا وعبادت او: هدف دوم آنست که انسان از خود محوری وبندگی آدمی آزاد شود و روی به آزادگی و کمال بگذارد ،بندگی خود و مثل خودرا ترک گوید وطاعت واطاعت خدا را اختیار کند. در نتیجه این نحوه تربیت است که دیگر اطاعت زورمندان وقلدران را نمی کند.
۳- ایجاد محاسن ومکارم اخلاق : کوشش در تحقق مردم به مکارم اخلاق از هدف های عمده تربیتی می باشد. مکارم اخلاق ، سجایای عالی اخلاقی هستند که صفت انسان می شوند،این مکارم جزء لایتجزای زندگی او می شوند وهمیشه در هر عملی همراه او بروز وظهور دارند. یعنی او با مکارم زندگی می کندوبا آن نیز می میرد.عالیترین مکارم اخلاقی راپیامبر اکرم(ص)فرموده است وایشان بابعثت خودتمام کننده انواع مکارم بوده اند.صاحب کرامت های اخلاقی ،گذشته ازپاداش اخروی که نصیبش خواهدشد، درزندگی دنیایی نیز سعادتمند خواهد بود.”(سفینه خلق‌‍‍ ص ۴۱۱)یکی از فلاسفه انسان گرا به نام پیترز برای ملاکها ومعیارهایی سخن میگوید که تربیت را از سایر فعالیت ها جدا میکند.”پیترز عقیده دارد که تربیت مستلزم:
انتقال ارزشهایی است که افرادی آنها را نپذیرفته اند ومی خواهند به دیگران منتقل نمایند.
شناخت ومعرفت موثر است.
کاربرد روش های خاص برای انتقال معرفت وارزش است.
درواقع پیترز تربیت رافرایندی می داند که دارای محتوا وروش است.محتوای آن معرفت وارزش و روش آن مهارت دراتخاذ تدابیری است که سبب آموختن خوب شاگرد می شود.”( ابراهیم زاده ، ۱۳۷۰ ،۵۷)
شرط تحقق تعلیم وتربیت دارا بودن آگاهی وشعور معلم ومتربی است. رشد وکمالی که در تربیت لحاظ می شود جنبه تعالی وتکامل دارد وبطور کلی دارای ارزش مثبت است ومطلوبیت دارد.این مطلوبیت وارزش صرفاً برای انسان مطرح است . تربیت شامل همه ابعاد وجودی انسان می شود،از پرورش عضلات بدن تاکمالات معنوی .” تعلیم عبارت است از تلقین وایصال و انتقال معلومات به اذهان شاگردان . وظیفه تعلیم درمجهز ساختن شاگردان با معلومات ومعارف مختلف محدودی می باشد که غالباً این معلومات برای خود شاگردان روشن ومعلوم نیست. تعلیم صحیح عبارت است از کوششی که باید در زیر سایه آن ،شوق و تمایل به علم وعمل واهتمام به آن دو را در نفوس شاگردان زنده وبیدار سازد. درزمینه آموزش وظایفی برعهده معلم ،مربی و والدین است.” (قائمی امیری،۱۰۳،۱۳۶۲)”در تعریف تربیت باید کلیه عناصر آن را که عبارتند از معلم یا مربی ،متعلم یامتربی، برنامه ومحتوا ، هدف، اصول ومحیط تربیت را درنظر گرفت.” (ابراهیم زاده ،۵۸،۱۳۷۰)”ازدیدگاه اسلام تربیت عبارت است از :اداره وهدایت جریان ارتقایی ورشدبشر به منظور جهت دادن اوبه سوی کمال بی نهایت.”(قائمی،۱۳۷۸،جزوه درسی) درخصوص ویژگی های مربی واثرات آن برمتربی،سخنان ، احادیث وروایات ارزنده بسیاری از بزرگان وائمه معصومین وجود داردکه در اینجا به برخی از آن اشاره می شود.”امام حسن عسگری (ع) فرمود:خداوند به پدر ومادر پاداش بزرگی عنایت می فرماید.” (فرید،۱۹۱،۱۳۶۹) (بریری ،۱۳۸۰، پایان نامه )آنان می گویند: پروردگارا ، این همه تفضل درباره ما از کجاست؟اعمال ما شایسته چنین پاداشی نیست.درجواب گفته می شود :این همه عنایت و نعمت ،پاداش شما است که به فرزند خود ،کتاب خدا را آموختید و اورا در آیین اسلام ،بصیر وبینا تربیت کردید.(طبرسی ،۱۴۰۷ ه ق،۲۹۰ )(بریری ،۱۳۸۰،پایان نامه )”رسول گرامی اسلام(ص)فرموده است:کسی که خداوند،خیروسعادت اورا خواهان است،اوراازبینش دینی ودرک وفهم حقایق الهی برخوردارمی سازد.”(منیۀالمریدص۷،محجۀالبیضاء،۱/۸ ،الکافی۱/۳۵، ۳۶)(حجتی،۴۵،۱۳۵۹)

اهمیت علم ودانش درادیان الهی:
“رسول اکرم (ص)فرمود: اگر روزی بر من بگذرد ودر آن دانشی نیاموزم که مرا به خداوند نزدیک کند ،طلوع آفتاب آن روز بر من مبارک مباد.”(پاینده، ۱۳۶۶ ،۱۲۶)آنچه درسایر کتب آسمانی و دیدگاه حکما وعلما وجود دارد نیز حاکی از اهمیت وارزش علم ودانش وحکمت است.”درتورات خداوند متعال به موسی (ع) فرمود:علم وحکمت واستواراندیشی،به سبب شگرف وعظیم است.اگر نیروی حکمت وصواب اندیشی رادر قلب کسی برقرار می سازم صرفاً بدین منظور است که می خواهم او را مشمول رحمت و آمرزش خویش قراردهم.ای موسی حکمت آموز باش و رفتار خویش را برموازین حکمت منطبق ساز وآنرا به دیگران بیاموز تا موردتکریم وتجلیل من دردنیاوآخرت قرارگیری.در زبور خداوند به داودپیامبر(ع) می فرماید: داود ،به احبار و دانایان بنی اسراییل ورهبانان (صومعه نشینان)هشدار ده که با مردم پرهیزکار،گفتگوومحادثه نمایند.اگردر محیط وجامعه با مردم تقوی پیشه وپرهیزکاربرنخوردیدباعلماودانشمندان به بحث و مذاکره بنشینیدواگردرجمع افراد محیط و پیرامون خود،دانشمندی رانیافتید با عقلاوخردمندان نشست وبرخاست کنید.زیرا پرهیزکاری ودانش وخردمندی ،سه مرتبه و درجه ای است که هدف من از سپردن هریک از این سه مرحله اینست که می خواهم بشریت بر جای ماند.خداوند درسوره هفدهم انجیل می گوید: وای به حال کسی که نام و عنوان علم ودانش بگوش او برسد و از آن جویا نگردد.اوچگونه با نادانان محشور خواهد بودو درآتش جهنم با آنان همنشین خواهد گشت؟مردم،پویای علم باشیدوآن رابیاموزید.زیراعلم ودانش اگر موجبات سعادت ونیکبختی شمارافراهم نیاورد باعث تیره روزی شما نمی گردد. اگر علم ودانش ،مقام شما رارفیع نگرداند سبب پستی وفروهشتگی منزلت شما نمی شود.اگر شما را بی نیاز نسازد ،تهی دستی رابرای شما به ارمغان نمی آورد. اگر به شما سودی نرساند، زیان بخش نخواهد بود.این سخن را برزبان جاری نسازید، که می ترسیم عالم و دانشمند شویم ونتوانیم به مضمون علم وآگاهی خود عملاً پای بند باشیم. بلکه باید بگوییم ،امیدواریم که عالم ودانشمند گردیم و به محتوای آگاهی وعلم خود عمل کنیم.عارفی می گوید:مگر نه چنین است که اگرازبیمار،غذاونوشیدنی ودارو رادریغ دارند آن بیمار می میرد؟قلب آدمی نیز به غذا ودارو نیاز مند است.اگر دل وجان انسان از دانش وتفکر وحکمت محروم گردد،چنین دل وجانی از کارمی افتدودچار مرگ ونابودی می شود.”(حجتی،۱۳۵۹،۹۰-۸۵ ) بیش ازهر چیزی،اندیشه ،نگرش وجهان بینی انسان به هستی وزندگی تحت تاثیر تربیت است. بطور کلی طرز برخورد هر کس با جهان و هستی ،چه از لحاظ نگرش وچه از لحاظ کنش و عمل گرایش های او را بازگو می کند.این مساله در بحث تعلیم وتربیت از اهمیت ویژه ای برخوردار است. انسان متعادل انسانی است که بین نگرش خود نسبت به اشیاء امور و پدیده ها و بطور کلی جهان ،ایجاد انسجام و هماهنگی نماید.برای انجام این کار سه ویژگی عمده نیاز است:

الف – تمایل به گردآوری هرچه بیشتر اطلاعات بمنظور بررسی یک مفهوم یا یک موقعیت .
ب – تمایل به آمادگی برای نفوذ به عمق یک مساله
ج – تمایل به برداشت ها،دریافت هاونگاه جدید به مسائل آشنا ” (ابراهیم زاده ،۷۰،۱۳۷۰)
باتوجه واعمال سه ویژگی فوق ممکن است باز هم هماهنگی کامل در عقاید ونظرات انسان ایجاد نشود ولی رعایت این نکات اثرات مثبتی درانسان خواهد داشت.از جمله اینکه اظهار نظرات انسان از عمق واستدلال های منطقی برخوردارمی شودوبواسطه این استحکام افرادی پذیراومدافع آن خواهندبودواین نگرش منطقی وصحیحی رابدنبال خواهد داشت ودرنتیجه این اعمال وکنش ها افکاروعقایددرست حاصل می شود.برای بررسی مکاتب تربیتی ابتداءبه تعریف فلسفه تربیت می پردازیم.

فلسفه تربیت:
” فلسفه تربیت درحقیقت کوششی است برای نظم بخشیدن به یافته های علوم رفتاری وعلومی که به نحوی با انسان و تربیت او سروکار دارند، از یک طرف ونظم بخشیدن به یافته های علوم رفتاری وعلومی که به نحوی با انسان و تربیت او سروکار دارند،ازیک طرف وتنظیم نظریه ای عمومی درباره تربیت انسان وهدایت وی به سوی یک زندگی مطلوب از طرف دیگر.”(ابراهیم زاده،۷۶،۱۳۷۰)

مکاتب فلسفی تربیتی:
مکتب ایده الیسم یا پندارگرایی:
دراین مکتب به عقل واندیشه بسیار بها داده می شود. ارزشها،مطلق وابدی تلقی می شود.شناخت ارزشها بستگی به بینش افراد دارد.روش آموزش وتدریس آنان مبتنی بر عقل وتفکر است ودروسی بیشتر تدریس می شود که فکر واندیشه را تقویت کند.از نظر انسان ،به اراده آزاد انسان معتقدندولی کار اساسی رامعلم انجام می دهد.انسان را موجودی معنوی ودارای روح می دانند و هستی یا جهان خارج را امری اعتباری و ذهنی تلقی می کنند.پندارگرایان معتقدندارزشهای اخلاقی درهمه افراد وجود دارد معلم آنهارابه شعورآگاه شاگرد منتقل می کند.دراین مکتب به شاگردان خود به عنوان یک کل می نگرد وتربیت را به فعلیت رساندن استعدادها وتحقق ذات می دانندوبرای جهان اصالت معنوی قائلند.مکتب ایده آلیسم معلم محور است و روش های تدریس را مستقل از موضوع درسی ومستقل از موقعیت آموزشی در نظر می گیرند.

مکتب رئالیسم یا واقع گرایی:
پیروان این مکتب معتقد بودندمفاهیم کلی ،ما به ازای خارجی دارند،یعنی وجودواقعی دارند.”(ابراهیم زاده،۱۱۶،۱۳۷۰)واقع گرایان کلاسیک معتقدند جهان ،خارج از ذهن واندیشه ما وجود دارد. از نظر آنان جهان مادی واقعی ومستقل از ذهن وجود دارد اما واقعیت را منحصربه جهان مادی نمی دانند.از نظر واقع گرایان تعقلی اهمیت روح بیشتر از ماده است وبنا به نظر ارسطو انسان موجودی جسمانی وروحانی است وروح برترین مرتبه هستی انسان است که اراده وعقل از آن ناشی می شود. مربی و معلم به رشد وتکامل انسانی دانش آموز کمک می کند.مدرسه در شکوفایی استعدادهای دانش آموزنقش موثری داردوبه مشارکت دانش آموز در این آموزش اهمیت می دهد.شناخت نمی تواند صرفاً امری مادی باشد. عقل می تواند جهان ماده وغیر ماده (کل) را درک کند. در آموزش اول به کلیات و سپس به جزییات پرداخته می شود وشاگردان آن را تجزیه وتحلیل می کنند.ریشه ارزشها در روابط انسانی واشیاءاست.این مکتب معلم محورمی باشد.کار معلم فراهم کردن شرایطی است تا شاگردبنابه مقتضیات طبیعی خودعملکند.از نظر مکتب رئالیسم ارزشها با معیارهای جامعه منطبق است.

مکتب ماتریالیسم یا ماده گرایی:
“درهستی شناسی ،ماده گرایی اساس وحقیقت هستی ماده است وپدیده هایی مانند روح ،تفکر وشعور نیز شکلی از ماده تلقی می شوند.آنها با نفی وجود یک خالق ما فوق طبیعت ،کلیه قوانین حاکم برجهان را ذاتی ماده می دانند که به طور جبری از آنها تبعیت می کند. انسان از دیدگاه ماده گرایان موجودی زیستی – اجتماعی وفاقد اراده واسیرجبرهای گوناگون به ویژه جبر تاریخی است.تغییر در ارزشها ناشی از تغییر در زیر بنای اقتصادی جوامع ثابت کرده است که درجریان تضاد تکاملی ارزشهای برتر و خوب باقی می مانند.تربیت ماده گرایان بر مبنای تکامل زیستی و تاریخی استوار است و می گویند درتربیت شاگردان باید مراحل گذشته بشریت را تطبیق داد.هدف تربیت دراین مکتب رشد کامل انسان است. مشخصه اصلی آن پیدایش قابلیت برانگیختگی در جهت رشد وکمال ،کسب اطلاعات ومعلومات وچند پیشه بار آمدن شاگردان است تا بتوانند طبق نیازهای اجتماعی و با علاقه شخصی درخدمت جامعه باشند تا با داشتن سلامت کامل عقلانی وجسمانی به صورت کارگرانی با فرهنگ ودارای گرایش های خالص سوسیالیستی درآیند. دراین مکتب تربیت برسه عامل استواراست که عبارتند از کار، طبیعت وجامعه. تربیت دراین مکتب هم از لحاظ روش و هم از جهت محتوا علم گرا است وعلم به عنوان نیروی خارق العاده ای که نقش بسیار تعیین کننده ای در پرورش انسان ها دارد می نگرد . آنها تربیت را به صورت ایجاد تغییرات مطلوب در رفتار محدود در زمان و مکان معین شاگرد ونه تغییر در محتوای ذهنی وی تعریف می کنند.روش های تدریس مبتنی بر تئوری یادگیری شرطی وروش های تجربی است. معلم از اقتدار زیادی برخوردار می باشد وازاین نظر یک مکتب معلم محور است.در تربیت اخلاقی به مبانی اقتصادی و تحول شیوه ها و ابزارهای تولید اهمیت زیادی قائلند ومعتقدند که مبانی ارزش ها که پایه های اساسی تربیت اخلاقی هستند با متغیر مبانی اقتصادی دگرگون می شوند. آنها با فرض اینکه تربیت مذهبی انسان ها را مرتجع بار می آورد به نفی مذهب وتربیت مبتنی بر آن می پردازند.”(ابراهیم زاده ، ۱۹۴،۱۳۷۰-۱۹۵)

مکتب پراگماتیسم یا عمل گرایی :
مهم ترین اصل هستی شناسی درفلسفه عمل گرایی،اصل تغییراست که مطابق آن همه چیزدرجهان درحال تغییر وتحول می باشد.جریان تربیت به تبعیت ازاصل تغییر،امری متغیرونامعین است وبنابه مقتضیات هرعصر وجامعه ای دگرگون می شود.جان دیویی تربیت رااینگونه تعریف کرده است:
” تربیت عبارت از بازسازی یا سازمان دادن مجدد تجربه که برمعنای تجربه می افزاید وتوانایی لازم را به منظور هدایت مسیر تجربه بعدی فزونی می بخشد. آنها تربیت را در خود تربیت جستجو می کنند و تعیین هدف غایی برای تربیت را امری بیهوده می شمارند.تربیت درنظر آنها عین زندگی است نه آماده شدن برای زندگی و چون جریان زندگی مدام درتغییر است ،لذا انتخاب هدف ثابت برای تربیت، جریان رشد را محدود می سازد .دراین مکتب برمبنای شناخت شناسی ،تربیت جریان اخذ تجربه و باز سازی دائمی آن است که بایستی با رغبت ها وعلایق آتی کودک هماهنگ گردد. یادگیری باید از تجربه وزندگی روزمره شاگردان سرچشمه بگیرد. این تجارب ، درانتخاب مواد ومحتوای آموزشی اهمیت زیادی دارند.روش تدریس درنظر عمل گرایان با ویژگی های اساسی تفکریکسان است وبهترین روش ازآنها همان روش حل مساله است.زیرا ازنظر آنهااین روش نوعی آمادگی برای زندگی می باشد.آنهاتوصیه می کنندکه هم معلم وهم شاگردباید به جای پیروی از ساخت سنتی محتوای درسی ،متوجه معلوماتی باشند که مفید بودن آنهادر حل مساله ای خاص به اثبات رسیده است.
در تربیت اخلاقی عمل گرایان ، رابطه دانش واخلاق مهم تلقی می شود و تضادی میان امیال وخواسته ها و رغبت های فرد واخلاق نمی بینند.
چنانکه دراین مکاتب ذکر شد درتربیت ،انسان موجودی تک بعدی دیده می شود وتنها بخشی از نیاز ها و ویژگی های انسانی اومورد توجه قرارگرفته است.درمکتب ایده آلیسم اشاره شد که بعد اندیشه وذهن شاگرد تحت تربیت و آموزش قرارمی گیرد ودرمکتب رئالیسم آنچه خارج از ذهن واندیشه است ،دیده می شود و معلم به رشد وتکامل این بعد از ابعاد وجود شاگرد می پردازد. در مکتب ماتریالیسم آنچه اهمیت پیدا می کند بعد ماده است وشاگردان صرفاً برای زندگی مادی مورد تعلیم وتربیت قرار می گیرند. مکتب پراگماتیسم توجه به اصل تغییر ،اصول اساسی تربیت را تحت الشعاع قرارمی دهد و تربیت را فاقد هدف غایی می داند و اهداف تربیت رابطور مستمر با تغییر شرایط در حال تغییر می بیند.معلم محوری دراکثر این مکاتب مورد توجه قرار دارد و به نقش شاگرد درجریان تربیت ویادگیری کمتر توجه شده است.

مکتب تربیتی اسلام :
” رسول گرامی اسلام : هر چیزی اساسی دارد واساس این دین دانش است ویک دانشمند برای شیطان از هزار عابد بد تراست.”(پاینده ،۱۳۶۶ ،۸۹۰)مهم ترین مسائل هستی شناسی درفلسفه اسلامی توجه به مبدا هستی و خداوند یگانه ،تجرد روح وبقای آن ،روح خدایی انسان ، اعتقاد به دنیا وآخرت ،مباحث سرنوشت وتقدیر ،اراده واختیار انسان وحدود آن است. مشخصه بارز هستی شناسی اسلام اعتقاد به صفات ثبوتیه وسلبیه خداوند است که هیچ موجودی شبیه او وجود ندارد. او خالق ومبدا است .همه جهان ماهیت از اویی دارد وهمه موجودات مخلوق او هستند.دراین جهان بینی ،هستی ساخته ذهن بشر نیست وصرفاً مادی تلقی نمی شود. درجهان غیر از ماده واقعیت هایی غیرمادی وجودداردکه حقیقی بودن آن بیشترووالاترازماده است.انسان ازنظراسلام دارای دوبعدروح وجسم است وقسمت اصیل وجوداو روح است.روح جاودانه است منشاء الهی دارد.(سوره حجر۲۹)انسان دریک سیر تکاملی خلق شده است.خلقت اولیه اواززمین وخاک بوده است.(سجده۷والرحمن ۱۴)
او ابتداء از نطفه سپس خون بسته وپس از آن گوشت واستخوان او شکل گرفته وسرانجام با دمیدن روح خدایی دراین کالبد،ماهیت انسانی یافته است.(علق ۲ومومنون ۱۴)انسان به عنوان اشرف مخلوقات معرفی می شود؛زیرا که از بهترین خلقت بهره مند است.این اشرف مخلوقات با اتصاف به صفات الهی که ذاتاً با ارزش هستند،به کمال مطلوب خویش دست می یابدوهرآنچه که دراین مسیراوراهدایت نمایدوزمینه های علم وآگاهی او را فراهم آورد تربیت اطلاق می شود.ازدیدگاه اسلام “خداوند نه تنها پروردگار انسان ها ،بلکه پروردگار همه جهانیان است .چنانکه موسی (ع) درمقام معرفی خداوند می فرماید: ربناالذی اعطی کل شیءٍ خلقه ثم هدی (طه،۵۰)پروردگار همه موجودات را نعمت وجود بخشیده وسپس هدایت نموده است. “(قرائتی ،۳۵،۱۳۸۵)پیامبران و رهبران الهی با رسالت هدایت ،انذار وتبشیر اولین وبزرگترین مربیان ومعلمان بشر از سوی خداوند هستند. آنان با نور هدایت مسیر حرکت انسان را روشن می کنندوانسان را یاری می دهند تا با توجه به نور فطرت(هدایت تکوینی یا درونی) وچراغ رسالت ( هدایت تشریعی یابیرونی)مسیر کمال وسیر الی الله را شناخته وبا اراده واختیار خود نیکوترین راه را انتخاب وتبعیت کنند.اسلام با ارائه طریق تعادل زمینه های رستگاری انسان را در دو جهان تضمین می نماید.” امیرالمومنین علی(ع) می فرمایند: ادب کردن نفس خود را خود به عهده گیرید و از شیفتگی وکشش عادت های نا پسند آن را باز گردانید وباز دارید.” (غرر ودرر ،ج ۱، ۷۹)انسان برای شناخت طریق صواب وحرکت به سوی کمال (هدف غایی) نیاز به ابزار دارد.این ابزارها عبارت از حواس سالم وطبیعی که ابزار اولیه شناخت است ،عقل یا نیروی تفکر ، نفس سلیم یا نفس پاک وتزکیه شده، است.” ابزار شناخت انسان ،محدود به حس وعقل نیست بلکه وحی نیز یکی از راههای شناخت است که متقین به آن ایمان دارند.انسان درانتخاب راه ، بدون راهنما دچار تحیر وسرگردانی می شود. باید انبیا دست اورا بگیرند وبا سخن منطقی وسیره عملی خویش ،ا ورا به سوی سعادت واقعی رهنمون شوند. ” (قرائتی ،۵۵،۱۳۸۵)در تربیت اسلامی مربی ومتربی مشترکاً جریان تحقق اهداف تربیت را دنبال می کنند. دراین مکتب به کل وجود دانش آموزان توجه داردوتلاش می کند استعدادها وتوانایی های بالقوه اورا به تدریج شکوفا نماید.”عمده ترین هدفی که برنامه ریزان تربیت اسلامی از تدریس مجموعه علوم انسانی مد نظر دارند با الهام از تعالیم ارزنده قرآن ،تهذیب نفس است . تربیت اسلامی درقالب این مجموعه از علوم ،طرحی کامل درجهت پرورش روح و تهذیب نفس انسان ارائه کرده است، تا درسایه این برنامه جامع و فراگیر ،انسان ازهمه گونه رفتارناشایست وانحراف دور شودوانگیزه انجام کارهای نیک وارزشمنددراو رشدیابد .”(ابراهیم زاده،۲۸۰،۱۳۷۰)درهمه برنامه های تربیتی این مکتب روح تقویت جلب رضای الهی وپرهیز از انگیزه های مادی و نفسانی صرف حاکم می باشد و غایت تربیت انسان قرب الی الله است. “رسول گرامی اسلام می فرماید :هرکه علم را برای رضای خدا جوید ،نزد خدا از مجاهد فی سبیل الله بهتراست. “(پاینده ،۱۳۶۶ ،۱۸۹۸)روش تدریس درتربیت اسلامی براساس ماهیت و موضوع مورد آموزش تعیین می شود و معلم به نکات اساسی در فرایند آموزش باید توجه کند. به عنوان مثال توام بودن علم وعمل ، اجتناب از سخت گیری و تنبیه بدنی ،رعایت تفاوت های فردی ومراتب رشد درتدریس ،می توان نام برد.”اخوان الصفا دراین مورد توصیه ای دارندکه امروز هم مورد تاکید روان شناسان ومتخصصان تعلیم وتربیت است.آنها می گویند : شاگرد ومربی نمی توانند از یکدیگر مستفیض شوند ،مگر آنکه میان آنان نوعی خصوصیت یا صمیمیت وجود داشته باشد. مسلم است که دراین موردنوعی رفاقت آمیخته به احتیاط دراین زمینه بسیارسودمند است.”(شریف قریشی،۱۲۷،۱۳۶۲ به نقل از مقدمه ابن خلدون ۳۳۹و۵۴۰) درتربیت اسلامی روش های مختلفی پیشنهاد می شود که روش مباحثه ومناظره جایگاه ویژه دارد.این روش به یادگیری وفهم عمیق مطلب کمک قابل ملاحظه ای می نمایدو توانایی تجزیه وتحلیل وبیان شاگرد را تقویت می نماید.دراین مکتب کسب فضائل اخلاقی وترک رذائل موجبات کمال انسان را فراهم می سازد وکمال انسان هدف غایی تربیت است ومعلم نقش الگووسرمشق اخلاقی شاگردان راایفا می کندوبا رفتار وعمل صحیح واخلاقی خود تاثیرات عمیقی درفرایند تربیت دارد.دراین میان به عقل درتربیت و تحقق اهداف آن ، توجه ویژه شده است.ویژگی های اخلاقی معلم درایفای نقش الگویی او تاثیر مستقیم دارد .معلم باید قادر به نفوذ در روح وروان شاگرد باشد وبا آرامش ،متانت واخلاق خوش ،فروتنی ونرمش و درعین حال ترغیب و تهدیدبه امر تربیت بپردازد.” امام جعفر صادق (ع) از قول مبارک رسول خدا (ص) درباره انسان فرمود:الناس معادن کمعادن الذهب والفضه.انسان هاهمانند معادن هستند.یعنی دارای ارزش اند،منتهی برخی طلاوبعضی نقره اند.(قمی ،۲۵۰،۱۳۵۵)”از این حدیث شریف استفاده می شود:

۱- همه افراد انسانی ارزشمندند.
۲- بین افراد تفاوت های فردی وجود دارد.
۳- ارزشمندی های هر فردی قبلاً باید شناسایی شود.
۴- پس از شناسایی معادن وجودی ،باید با تلاش وکوشش آن هارا استخراج کرد.
۵- هرمعدنی دارای محدودیت است ولی کمالات انسانی بی نهایت است.”(رشیدپور ،۶۷،۱۳۸۴)

جریان فرایند تربیت نیاز به معلم مکتبی دارد .”معلمی که عمر خود را وقف تعلیم وتربیت دانش آموزان نموده ،بکار معلمی عشق می ورزد ودراین کار احساس خستگی نمی نماید.معلم مکتبی دربذ ل واعطاء دانش وتربیت به دیگران دارای خلوص نیت است. درارتباط با دانش آموزان خوش خلق و متواضع بوده با رفق ومدارا با آنان برخورد می نماید.” (رشید پور ،۱۰،۱۳۷۵)
رسول خدا (ص) می فرمود :لا ایمان لمن لا امانۀ له . یعنی آنکه امانتدار نیست ایمان ندارد. در روایتی دیگر امام باقر (ع) می فرمود: به نمازهای زیادوروزه وحج فراوان مردم نگاه نکنید بلکه به راستگویی وامانت داری افراد نگاه کنید.”امام خمینی (ره) می فرماید:معلم امانتداری است که انسان امانت اوست.”(امام خمینی سخنرانی سال ۱۳۵۸)انسان بواسطه پذیرش امانت الهی و به عنوان خلیفه خداوند روی زمین وخلقت نیکو بزرگترین امانت الهی است که برای فراهم سازی زمینه های رشدوتعالی،دراختیار پدر ومادر ومعلمان قرار گرفته است.مربی باید دارای صفات خودداری باطنی ، آرامش درون و طمانینه باشد.”تابین عده ای احساس لطف وعلاقه بوجود نیاید کار تربیتی والقای اعتقادات صحیح ، امکان نخواهد داشت .در فضای تربیتی مناسب ، هیچکس یله ورها نیست وهمه نسبت به یکدیگر حساس و دلسوز هستندو یکدیگر را به خطای هم ، آگاه می کنند واز درستی ها تقدیر می نمایند.” (مظلومی ،۲۰،۱۳۶۶)در تربیت دینی از سویی به اقتضای فطرت و خواسته های درونی واز سوی دیگر به نیازهای طبیعی و غریزی انسان توجه ویژه شده است. دراین زمینه پیامبر اکرم (ص) نقش والدین را بر تربیت حتی برفطرت خداشناس فرزند تاثیر گذار می دانند و می فرمایند:”هرفرزندی فطرتاًخداشناس است،مگر آنکه والدین او را تغییر دهند.”(بحارالانوار،ج۳ ،۲۸۲ )

درجایی دیگر می فرمایند:کل مولود یولد علی الفطره .همه انسان ها درزمان تولد بر یک فطرت واحد متولد می شوند.”رسول گرامی اسلام می فرماید: هرطفلی که درطلب علم وعبادت بزرگ شود خداوند ثواب هفتاد ودو صدیق به او عطا کند.” (پاینده ، ۱۳۶۶ ،۱۰۳۷)تاثیر ایمان واخلاق والدین بر فرزندان به اندازه ای است که “امام صادق (ع) فرمود : خداوند به موسی وحی کرد ،من فرزندان را به سبب خوبی پدران پاداش می دهم.”(تفسیر نورالثقلین)(قرائتی ،۱۵۳،۱۳۸۵)” علی (ع) درنخستین خطبه نهج البلاغه می فرماید :پیامبران پیش از آنکه معلم وآموزگار اجتماع باشند مربی واستخراج کننده گوهر های عقولی هستند که در خزائن فطرت بشر نهفته است ویکی از اهداف ویا هدف منحصر آنها ، تعدیل غرایز و رهبری خواسته های طبیعی و فطری آن هاست که اگر این رهبری انجام نگیرد،چه بسا افراط وتفریط ،نهال فطرت را دستخوش تند بادهای سهمگین هوا وهوس سازد.”(سبحانی ،۵۶،۱۳۷۴)

“طبق احادیث ،لطف و رحمت خدا به والدین نیکوکار ،مخصوص فرزندان بی واسطه آنان نیست ،بلکه درنسل های بعدی هم تاثیر دارد ونیکوکاری اجداد،موجب عنایت خدا به ذریه آنان است.”(قرائتی ،۱۵۳،۱۳۸۵)بواسطه وحدتی که بین نفس وبدن انسان وجود دارد،در وضعیت های محیطی ،در معرض حالات ،احساسات وافکار معینی قرارمی گیرد.این امر درشرایط زمانی ومکانی متفاوت است وبه عنوان تاثیر پذیری از شرایط اجتماعی مطرح می شود.شرایط مختلف زمانی و موقعیت های مختلف مکانی به نوبه خود اثرات متفاوتی برانسان دارد.درامر تربیت می توان با اصلاح وتغییر شرایط محیطی واجتماعی انسان را درمسیر مستقیم وحق قرارداد.روشهای تربیتی زیر می تواند دراصلاح شرایط تاثیر گذارباشد:

۱- روش زمینه سازی:
انتخاب وتنظیم مناسب زمینه ها وشرایط به مثابه عامل تسهیل کننده ای است که امکان شکل گیری وشکل دهی های مطلوب را بالا می برد. این روش دو وجه داردکه یکی ناظر به فراهم آوردن شرایط اولیه ای است که احتمال بروز رفتارها وحالات مطلوب را بالامی برد ودیگری ناظر به جلوگیری از شرایط اولیه ای که احتمال بروز رفتارهاوحالات نامطلوب را افزایش می دهد.

۲- روش تغییر موقعیت :
دومین روش ،مبتنی براصل تاثیر شرایط تغییر موقعیت است .ازآنجا که شرایط مختلف زمانی ،مکانی واجتماعی ،مبدا تاثیر گذاری های متفاوتی برانسان است،برای ایجاد حالات مطلوب در وی لازم است روابط او با شرایط مزبور را دچار تغییر سازیم.اهمیت توجه به برهه های خاص زمانی که در آنها حالات ویژه ای درانسان پدیدار می شود ،بدان پایه است که گاه درکتب روایی اسلام تحت عنوان زمان ها وحالاتی که درآن امید اجابت دعا می رود .در باب مزبور از کافی آمده است :امام باقر (ع) فرمود شیوه پدرم این بود که هر گاه حاجتی به درگاه حق داشت ،دراین ساعت مخصوص یعنی هنگام زوال خورشید به دعا می پرداخت.درروایتی دیگر ارتباط با فاسقان در حالتی که حضور درمجلس آنان ،اصلاحی درپی ندارد،نهی شده است.امام صادق (ع) می فرمایند:سزاوار نیست که مومن درمجلسی بنشیند که نافرمانی خدا می کنند واو نمی تواند مانع شود.

۳- روش اسوه سازی :
اسوه عبارت از حالتی است که انسان به هنگام پیروی از غیرخود پیدا می کند وبرحسب اینکه پیروی از چه کسی باشدممکن است اسوه ای نیک یا بد برای انسان فراهم آید. دراین روش مربی نمونه رفتار وکردار مطلوب راعملاً درمعرض دید قرار می دهدو بدین گونه ،موقعیت اجتماعی اورا دگرگون کند تا او به پیروی بپردازد وحالت نیکویی ، مطابق با آن عمل نمونه درخویش پدید آورد. درسوره احزاب آیه ۲۱ خداوند می فرماید:دروجود رسول خدا (ص) برای شما اسوه نیکویی است .لقد کان فی رسول الله اسوه حسنه.” (احزاب ،۲۱)(باقری ،۱۳۷۹ ، ۹۹-۹۶)از آنجا که دانش آموزان بویژه درسنین کودکی ونوجوانی جایگاه رفیعی برای معلم خود قائلند واورا الگوی رفتاری خویش قرار می دهند،لازم است معلمان ازسلامت جسم وروان ،ظاهری زیبا وآراسته وگویشی رساومودبانه برخوردارباشند.دراین زمینه نقل شده است که”رسول گرامی اسلام(ص)از دوران کودکی به پاکیزگی وآراستگی علاقه خاص داشتندوبرخلاف کودکان همسالشان که با موهای ژولیده وسروصورت آلوده درکوچه ها بازی می کردند،موهایشان را مرتب می کردند وسروصورت خودراتمیز نگه می داشتندواین نظافت وآراستگی درطول زندگانی پربرکت وسراسرنورورحمتشان نمایان بود.(سیره نبوی،۱۳۶۵،کد۱۰۱۷،۶۱)(بریری ، ۱۳۸۰، ۸۰)

شیوه های آموزش اخلاقی و دینی :
از منظر اسلام برای تربیت انسان می توان از شیوه های مختلف استفاده کردکه ازآن میان به روش های زیر اشاره می شود:

۱- الگوهای عملی :
فرزندان نیازمندند پدر ومادر خود را درمحیط خانوادگی به عنوان یک انسان نمونه ازنظر اخلاقی و دینی دیدار کنند. بدیهی است چون افراد انسانی عاشق کمال وجمال هستند،وقتی عملاً با رفتار پدران ومادران که مظاهری از کمال وجمال است ،برخورد کنند بی اختیار شیفته و بی قرار می شوند وبه سوی الگوی خوب جذب می گردندتا درپرتو این نزدیکی به همانندسازی بپردازند.امام صادق (ع) دراین باره فرمود:با کردار ورفتار ،مردم را به خوبی ها ونیکی ها دعوت کنید ، تلاش کنید دعوت شما عملی باشد نه زبانی .” (برازش ، ۱۳۷۲ ، ۱۱۵)

۲- کودکان را با طعم ولذت عبادت آشنا سازیم:
هر چیزی طعم ولذتی دارد،منتها گاه طعم ولذت مادی وگاه معنوی است .علی (ع) درفرازی می فرماید :.طعم ایمان راکسی نمی چشد مگر آن که دروغ گویی را چه جدی وچه شوخی ترک کند.معلوم می شود امورمعنوی هم دارای طعم ومزه هستند.”(برازش ،۱۳۷۲ ،۱۵۰)ضمن اینکه کودکان دبستانی به انجام فرائض می پردازند،پدران سعی می کنندجذبه وشوق مناجات ورازونیاز با خدا را به خوبی به کودکان انتقال دهند.همچنین خود پدران ومادران درمواردی خشوع وخضوع درنمازوارتباط عاشقانه با خدا را درخواندن دعاها به طریقی به کودکان خود انتقال دهد.”رسول گرامی اسلام (ص) فرمود :اگر کسی اندوخته های علمی خود را افزون سازد و همسان با آن ، سرمایه های روحی و معنوی خویش را افزایش ندهد و به حق ، رهنمون نشود، به مراتب بعد و دوری خود از خداوند می افزاید.” ( حجتی ، ۱۳۵۹، ۱۴۹ )

۳- تقویت بنیه اعتقادی درکودکان :
پدران و مادران باید بکوشند از همان ابتدای کودکی بنیه اعتقادی خود را به تدریج تقویت کنند. نکته مهم این که این تبیین باید درحد فکر وعقل کودکان باشد. به عبارت دیگر با زبان کودکانه ،اعتقاد به خدا ونبوت وروز رستاخیز را در آنان قوت واستحکام بخشندتا درپرتو اعتقادات مستحکم وشفاف کودکان به انجام فرایض بپردازند.”(رشید پور ،مقاله ۱۳۸۴ ، ۸۳-۷۹)انبیاءوپیامبران برای اجرای ماموریت ورسالت خود در درجه اول انسان هارا مجذوب رفتار وکردار خود می کردندوسپس به هدایت وارشاد آنان می پرداختند.برهمین اساس انبیاءعلاوه برعصمت وتقوی،مهربان ترین وپرعاطفه ترین فرد زمان خود بودندوهمین عاطفه ومهرفوق العاده سبب می شد که مردمان به آنان ایمان بیاورند.

مقام علم وعالم:
همانطور که پیش از این نیز ذکر شد ،مکتب اسلام جایگاه رفیعی برای علم ,عالم ومعلم قائل است.
“از علی بن موسی الرضا (ع) نقل شده است که پیامبر اکرم (ص) فرمود :دانش آموختن برهر مسلمان ضروری وواجب است.باید علم ودانش را از سرچشمه ها وموارد استفاده آن ،جویا شوید وآن را از افراد شایسته واهل علم دریافت کنید. زیرا اگر دانش آموختن باهدف الهی توام باشد ،به عنوان حسنه تلقی می شود وپویایی از علم ،عبادت است و مذاکره و گفتگو های علمی ، تسبیح وتقدیس پروردگار می باشد وعمل ورفتار هماهنگ با علم ،جهاد در راه خداست .تعلیم آن به کسانی که از علم بهره ای ندارند ،صدقه محسوب می شود. بذل علم به افراد درخور وشایسته ،وسیله تقرب به خدا می باشد.”

(حجتی، ۱۳۵۹ ، ۶۰)”دراهمیت هجرت برای کسب علم ودانش ،همین بس که پیامبر بزرگی چون موسی(ع)به بیابانگردی تن می دهدتاازمعلمی همچون حضرت خضراستفاده کند”(قرائتی،۱۳۸۵ ،۱۴۰)
درنهج الفصاحه از قول پیامبرگرامی اسلام نقل شده است : دانش را بجویید اگر چه درچین باشد زیرا طلب دانش برهر مسلمانی واجب است وفرشتگان بال خویش را برای طالب علم پهن می کنند. زیرا از آنچه وی در طلب آنست خشنود هستند.”(پاینده ، ۱۳۶۶ ،۳۲۴)درزمانی که کمتر کسی خواندن ونوشتن می دانست ،پیامبر گرامی اسلام فرمود:طلب العلم فریضۀ علی کل مسلم ومسلمۀ . دراین روایت کسب علم ودانش هم برای مردان وهم برای زنان واجب شده است.در روایتی دیگر پیامبر اکرم (ص) در خصوص اهمیت کسب علم وبهره گیری از علم لا یزال و بی نهایت خداوندمی فرماید:هنگامی که موسی ،خضر را ملاقات کرد، پرنده ای دربرابر آنان قطره ای از آب دریا را با منقارش برداشت و برزمین ریخت . خضر (ع) به موسی گفت :آیا رمز این کار را دانستی ؟ او به ما می آموزد که علم ما دربرابر علم خداوند ،همانند قطره ای دربرابر دریایی بی کران است. درباب اهمیت جایگاه علم وعالم رسول گرامی اسلام می فرماید :”دانشمندان وارث پیغمبرانند ودانش را از آن هامیراث برده اندهرکس فراگیردسهم فراوان از میراث پیغمبران گرفته است.” (پاینده ، ۱۳۶۶ ،۶۵۷)
با توجه به اهمیت کسب علم و تاثیر مثبت آن در رشد وکمال انسان به اهمیت ویژگی های معلم ومربی و روش های آموزش وتعلیم بیشتر پی می بریم .

ویژگی های معلم ومربی:
مربیان ،معلمان ووالدین که مسئولیت سنگین تعلیم وتربیت فرزندان جامعه را به عهده دارند با دارا بودن صفت کاریزمایی باید توانایی جذب شاگردان وفرزندان خودرا داشته باشند.اخلاق وعمل معلم تاثیر به مراتب قوی تری نسبت به سخن وکلام او برشاگردان دارد. لذا در روایات بسیاری از ائمه معصومین ،در خصوص اهمیت صداقت درگفتار وکردار سفارش شده است.پیامبر اکرم (ص) در باره اهمیت سجایای اخلاقی هادی وراهنمای جامعه می فرماید:بعثت لاتمم الاخلاق . قیام من درجامعه بشری به منظور تتمیم وتکمیل سجایای اخلاقی بشر است.(فرید ، ۱۳۶۹ ، ۳۱۶) (بریری ، ۱۳۸۰، ۵۵)
از امام حسین (ع) سوال شد که چگونه و برچه معیاری می توان اهل نجات و رستگاری راشناسایی کرد؟ امام (ع)فرمود :هر که کردارش با گفتارش مطابق باشد چنین کسی از رستگاران خواهد بود.
امام علی(ع) دریکی از فرازهای تربیتی درجمله ای کوتاه ،وظایف اصیل معلم ومربی را بیان می دارد:
“هر که نقش رهبری وارشاد را برعهده دارد باید پیش از آنکه به تربیت دیگران بپردازد خویشتن را بسازد وباید تلاش کند که تربیت وسازندگی دیگران بوسیله رفتار وسیرت خویش انجام دهد.نه آنکه با بیان وگفتار به این کار بپردازد.”(رشید پور ، ۱۳۷۵ ،۲۳)
مربی ومعلم با رفتار درست به شاگردان خود می آموزد که تلاش ومساعی تحصیلی خود را باید صرف آموزه های مفید وپاک نمایند وآنچه می آموزند در جهت رضای خدا وکسب کمالات انسانی باشد.در این صورت کاه وگندم را خواهند داشت یعنی هم سعادت و خوشبختی دنیا و هم رستگاری آخرت را بدست خواهند آورد .
دراین باره رسول گرامی اسلام می فرماید:” سلیمان پیغمبر را میان ملک ودانش مخیر کردند، دانش را برگزید . ملک را نیز به او دادند برای آنکه دانش را برگزیده بود.” (پاینده ،۱۳۶۶ ،۱۵۳۸)
تقویت روحیه اخلاص وحسن نیت در دانش آموزان به آنان کمک می کند که به اسرار و حقایق پیچیده جهان هستی دست پیدا کنندو از کشتزار این جهان محصولی شایسته برای جهان ابدی جمع آوری نمایند.درباره اهمیت توجه به اخلاص نقل شده است ازرسول گرامی اسلام(ص)با روایت از جبرئیل(س)واوازخدای عزوجل چنین آوردکه خداوندفرموده است:که اخلاص و پالایش قصد و نیت یکی از اسرارمن می باشدکه در دل بندگان محبوب خویش به ودیعت نهادم.”(حجتی ، ۱۳۵۹ ، ۱۱۱)
معلم ومربی باید سوز تربیت داشته باشدو همه تلاش خود را صرف علم آموزی نکند وهدایت وارشاد دانش آموز به سوی صراط مستقیم وسیر الی الله را سر لوحه عمل قرار دهد.انسان ها درپرتو سوز عشق معلم به تعلیم وتربیت ساخته می شوند نه علم آموزی صرف.
” تعلیم تنها عامل نقل وانتقال داده های ذهنی است ومغز انسانها را پرورده می سازد اما سوز وعشق ،جان را پرورش می دهد،دل را صیقل می دهد،مرده را زنده می سازد، گمراهان را به هدایت و ارشاد وا می دارد.”(رشیدپور۱۳۷۵،۳۲)خداوند متعال به پیامبر خود می فرماید :پرو بال خویش را برای پیروان خود فروهشته ساز [ونسبت به آنان متواضع و فروتن باش] (سوره شعرا ۲۱۵) رسول خدا(ص) فرمود خداوندبه من وحی نمود[که به شمااعلام کنم]تواضع وفروتنی پیشه خود سازید.
در حدیثی دیگرازپیامبر اسلام(ص)آمده است که فرمود:معلم وآموزگار باشید[ودرس شمازمزمه محبت باشد]درتعلیم خود،دشخواروسختگیرنباشید.زیرامعلم وآموزگارازانساندشخواروسختگیر،بهتروباارزش تر است ونیزفرمود:لینوا لمن تعلمون ولمن تتعلمون منه.(روایات ازمنیۀالمریدص۶۹)بکارگیری روش لطف ومحبت در تربیت،پرورش دهنده عواطف واستعداد های بالقوه دانش آموزان است.”پیامبر اکرم (ص) فرمود:محبت بنیاد واساس[روش وسنت] من است.ونیز فرمود: (نهج الفصاحه باب تکریم)فرزندان خود را شخصیت داده به تربیت کردن آنان بپردازید.” (دلشاد تهرانی ، ۱۳۷۸ ، ۳۴۹)
خداوند درسوره لقمان می فرماید (لقمان ۳۱) هنگامی که لقمان فرزندش را پند داد ،لقمان با پند واندرز و با استدلال پسر خود را تربیت کرد.(مظاهری،۱۳۷۰،۲۷)
خداوند در قرآن کریم درخصوص ویژگی محبت ودلسوزی پیامبر درسوره آل عمران آیه ۱۵۹ می فرماید:پس به برکت رحمت الهی با آنان نرمخو ومهربان شدی واگر تندخو وسخت دل بودی قطعاً از پیرامون تو پراکنده می شدند.مهم ترین رسالت انبیاءوپیامبران انسان سازی است.تلاش آنان درجهت پرورش انسان هایی آزاد وفرهیخته ودرپرتو آن بازسازی جامعه وایجاد محیطی سرشارازقسط وعدالت بوده است.پس ماموریت انبیاءساختن انسان است.نفوذ این هدف اساسی درهمه دستورات آنان مشهود است.از قوانین اجتماعی ،اقتصادی تا قوانین مربوط به جنگ وجهاد همه حاوی دستورات اخلاقی با سو گیری وهدف ساختن انسان است.خداوند متعال درسوره مبارک جمعه آیه ۲ می فرماید: او خدایی است که از میان مردم رسولی را برانگیخت تا آیات الهی را برای آنها خوانده ،آنان را تزکیه کند وسپس کتاب وحکمت را به آنان بیاموزد گر چه قبلاً درگمراهی بسر می بردند. از این آیه می توان به ماموریت اساسی و عمده پیامبران پی برد.معلمان نیز همانند پیامبران ، مامور سازندگی انسان ها هستند.”رسول خدا (ص) دراین باره می فرماید:درباره جوانان به شما سفارش می کنم که با آنان به نیکویی رفتار نمایند، چه دلهای آنان لطیف ونازک است.”(رشیدپور،۱۳۷۵،۴۳)پیامبر اکرم (ص) سفارش به ایجاد رابطه ای برخواسته از درک وهمدلی بین معلم وشاگرد می نماید.وارحمو صغارکم با کودکان خردسال خود با رحم وشفقت رفتار کنید.معلم وشاگرد درعین حال که درارتباط با شاگردان خود با درک متقابل ورحم وشفقت رفتار می کند،لازم است قاطعیت دربرخورد وتصمیم داشته باشد.
این قاطعیت مانع از عذر عذرخواهان نمی شود. از ویژگی های معلم انسانیت پیامبر اکرم (ص) یقبل المعتذرالیه است که با پذیرش عذر افراد خاطی ، به بدکاران شخصیت داده وفرصت جبران اشتباه وخطا را برای آنان فراهم می آورد.رفتارهای آدمی همه دارای علل وعوامل است ، همچون همه موجودات ووقایعی که در نظام هستی واقع می شود ،معلم دانا ،قبل از هر نوع تنبیهی به علت رفتار شاگرد خود توجه می کند وریشه رفتارهای او را می یابد.”تولید رقت ورفع غلظت وخشونت از روح وبه عبارت دیگر تلطیف عواطف و همچنین توحد وتاحد وتمرکزواز بین رفتن تشتت وتفرق نیروها و درنتیجه قدرت حاصل از تجمع همه ، از آثار عشق ومحبت است. (مطهری ، ۱۳۴۹ ،۴۱)پیامبر (ص)درمقابل مرارت هایی که راه هدایت مردم و رسالت سنگین خود از مردم اجر ومزدی جز دوستی و مودت به خاندان مکرم خویش نمی کند.محمد باقر حجتی درکتاب تعلیم وتربیت در اسلام می گوید :معلم باید به دو علت دارای خصوصیات اخلاقی باشد:یکی آنکه درنفوس شاگردان اثر بگذارد ، چون شاگردان تحت تاثیر اخلاق ورفتار او بار می آیند.دیگر آنکه به منظور موفق بودن در اداء وظیفه تعلیم ، ناگزیر از عمل اخلاقی درست می باشد و می تواند از طریق رفتار دلنشین خود به پیشرفت علمی شاگردانش مدد نماید.

خصوصیات اخلاقی معلم:
۱- محبت ونرمش :یکی از بهترین صفات و خصلت هایی که باید یک معلم لایق در حد وسیعی از آن برخوردار باشند ،مهر ومحبت به شاگردان است تا بدینوسیله متقابلاً محبت آن هارا به خود ونیز به درس خویش جلب نماید.معلم سختگیر و سخت دل از نظر اخلاق ، حس گریز شاگرد را برمی انگیزد وموجب می گردد که شاگردان از درس و مدرسه نیز گریزان گردند.
۲- ضبط نفس و خویشتنداری : معلم ومربی غالباً درمحیط کار خود با حوادثی از ناحیه شاگردان خویش ، مواجه می گردد که از دیدگاه او بهیچ وجه خوش آیند نبوده وقوانین وضوابط محیط درس نیز آن حوادث ورفتار را تایید نمی کند.در چنین شرایطی ، معلم دچار خشم گشته وگاهی خشم وغضب او تا آنجا پیشتازی می کند که مانع ادامه درس او می گرددواحیاناً دراین رهگذر ، حالاتی از او سر می زند که در خور شئونات او نمی باشد.
۳- حزم واحتیاط : یکی از سرمایه های بزرگ یک معلم ، حزم واحتیاط وحسن تدبیر می باشدتا با داشتن چنین خصیصه ای بتواند بر مشکلات روزمره شاگردان ، فائق گردد. معلم هر روز با مشکلات بزرگ درمراحل مختلف تعلیم وتربیت روبرواست که حل آن مشکلات درسایه حزم واحتیاط و حسن تدبیر ،امکان پذیر می باشد. باید این مشکلات به گونه ای حل شود که به شاگردان نیز صدمه ای وارد نیاید .اگر معلم ،احتیاط را از دست بدهد وناگزیر گردد که به شاگردان سختگیری نماید موجب گریز ونفرت آنها می شود.
۴- سعی وکوشش در انجام وظیفه : معلم باید درانجام وظیفه تعلیم ،کوشا ودرعین حال شائق باشد.
۵- عدم تکلف وصحنه سازی : با شاگردان باید بدون تکلف وصحنه سازی رفتارکرد .تصنع وصحنه سازی هیچ معلمی برشاگردان ومردم مخفی نمی ماند. یعنی شاگرد می فهمد که رفتارواقعی معلم بگونه ای است که رفتار ظاهری او بدان گواهی نمی دهد.”رسول اکرم (ص) می فرماید:لغزش دانشمند بزودی مشهور شودولغزش نادان راجهل مستوردارد.” (پاینده ،۱۳۶۶ ،۱۷۰۳)
۶- احترام به آداب دینی وملی :معلم باید به آداب دینی وملی احترام بگذارد زیرا او بجای اجتماع ، تربیت شاگردان را به عهده گرفته است. جامعه واجتماعی که به رسوم وآداب دینی احترام می گذارد .معلم با داشتن چنین خصوصیات وویژگی ها، می تواند در اداء رسالت و وظیفه تعلیم ،موفق و کامیاب گردد وبه جامعه انسانی خدمت کند.”(حجتی ، ۱۳۵۸ ،۱۳۰-۱۲۸)

“درنظام اسلامی،معلم باصلاحیت کسی است که علاوه برتوانایی های علمی و آموزشی،به تعلیم وتربیت اسلامی باور قلبی دارد یادگیرنده رابه خدا متوجه می سازد.به طورهمه جانبه پرورش یافته است.می توانددرتامین هدفهای تربیتی اعم ازعقلانی،عاطفی،اجتماعی،جسمانی ومعنوی،هدایت و راهنمایی لازم رابه عمل آوردوتربیت رااصل واساس همه چیز می داند.”(ملکی۱۳۷۶،۱۳)خداوند اول معلم است کتابش وحی وشاگردش رسول اکرم (ص) ،نخستین تعلیم درملاء اعلاومقام کروبین تشکیل یافته است.ازدیگروظایف معلم،ایجاد زمینه پرسش وپاسخ شاگردان وپاسخگویی مناسب به آنها است .
“امام جعفر صادق (ع) در این باره فرمود:نشانه ایمان راستین این است که گفتار تو از حوزه علم و آگاهی تو تجاوز ننماید.معلم مکتبی همه شاگردان را در محبت های خود سهیم می سازد . شاید هیچ آیینی به اندازه اسلام در رفع تبعیض وبرقراری قسط و عدالت کوشا نبوده است .اسلام هر گونه تقدم وبرتری قومی وقبیله ای ، مالی و مقامی را بی اساس شمرده است و مهم ترین عامل برتری انسان ها راتقوا وپرهیزکاری دانسته است.قرآن کریم می فرماید:خود را توصیف و تبرئه نکنید چه خداوند است که پرهیزکاران را می شناسدوهمچنین هیچکس حق ندارددیگری راتحقیرنمایدچه ممکن است پیش خدا ارج داشته باشد. (سوره نجم آیه ۳۲)هیچکس نباید دیگران را کوچک شمرده به استهزا وسخریه بگیرد چه ممکن است او از دیگران برتر باشد.عامل اصلی احساس تبعیض ونبود عدالت می تواند احساس بی محبتی باشد. فردی که احساس بی عدالتی می کند ،درواقع احساس بی مهری وبی محبتی دارد واین حالت می تواند زمینه بسیاری از رفتارهای غلط ونابهنجار را فراهم نماید. معلم برای جلو گیری از انحراف مسیر تربیتی شاگردان ، لازم است محبت خود را بطور یکنواخت و عادلانه بین همه شاگردان تقسیم نماید.معلم برای پیشبردمبانی تربیتی وتحقق اهداف آموزش و پرورش شاگردان ازابزارهاومحرک های مختلف تشویقی و تنبیهی استفاده می کند که هرکدام از آنها می تواند ابزار مناسبی برای تربیت فرزندان باشد.

انواع سائق های تربیتی :
۱- تحسین:یعنی پسندیده شمردن رفتاروعملکردفردوواداشتن اوبه انجام اعمالی که باموازین اخلاقی واجتماعی همخوانی دارد.کودک در برابر اعمالی که انجام می دهد نیازدارداز مربیان و والدین خودبازخورددریافت نماید.نیازداردبداند،آیارفتارش درست بوده است یا نه. ستودن رفتارهای درست وشایسته،شاگردرابه تکرارآن عمل وامی داردوتقبیح رفتار،مانع ازارتکاب مجدد آن می شود.
۲- تقدیر : زمانی که از شاگرد رفتاری می بینیم که انتظار و توقع انجام آن را از نظر سن و توانایی از او نداریم ، درچنین شرایطی از تلاش و کوشش کودک تقدیر وزحمات او را ارج نهاده وعملش را قدردانی می کنیم.البته تقدیر باید متناسب با تلاش وکار کودک باشد تا او با نگرش مثبت به آن رفتار بنگرد و آن را تکرار کند. این قدردانی در مقابل کارهای نیک فرد و کارهایی که ما خواهان تداوم آن هستیم باید صورت بگیرد.تشویق نمادی از تحسین و قدردانی از رفتارشایسته شاگرد است که او از آن احساس شوق ونشاط می کند.” علما،ایجادشوق وسروردرقلب انسان رادرسازندگی شخصیت اوتایید کردند.حتی ثورندایک از عامل تنبیه روی گردان شده است وعلت عدم توجه اوبه مساله تنبیه و مجازات تجاربی بودکه نشان می دادانسان مجازات شده وافراد متخلفی که موردتنبیه واقع شدند،صد درصد از تخلف و جرم دست برنداشتندومجازات،حالت گریزقاطعی راازانحراف در آنها ایجاد نکرده است .اما تشویق و پاداش و ثواب از مهمترین انگیزه های پیشبرد تعلیم بشمار می رود ومنظور از ثواب و پاداش ، هر عملی است که در تثبیت تمایلات ونیل به آمال انسان موثر باشد. (حجتی ، ۱۳۵۸ ،۱۸۸)
۳- پاداش :“گروهی از مربیان و دانشمندان تعلیم وتربیت معتقدند که پاداش دادن به یک فرد وظیفه شناس بخاطر انجام وظیفه ، عوارض نا مطلوبی را بثمر می رساند:اولاً چون ستودن شاگردوظیفه شناس ویا فرزندی که درانجام وظیفه کوشااست،درآنهاحالتی ایجاد می کندکه منجربه عجب وغروراومی گردد.ثانیاً–تشویق وستایش شاگردهیچ تاثیری به حال اوندارد.زیرا با تشویق اینگونه شاگردان،طبعاًدرهمین اثناماشاگردان کم هوش رامحروم کردیم درحالی که او هیچ تقصیروکوتاهی درامرتحصیل ندارد.این شاگردان ذاتاً کم هوش وکم استعدادآفریده شده اند. آیا معقول است شاگردی را بستاییم و لساناً ویا عملاً به او پاداش دهیم که از هوش خدادادی وموهبت الهی برخوردار است وعلاوه بر موهبت الهی،ما نیزاورا پاداش دهیم ؟ثالثا پاداش وتشویق یک شاگرد وظیفه شناس بصورت رشوه ای در می آید که ممکن است احیاناً بدون آن ، درانجام وظایف خود کوتاهی کند. دراین وقت انجام وظیفه بر پاداش متکی است ودر صورت فقدان آن ، شاگرد در خود احساس وظیفه نمی کنندکه کار خوب و پسندیدن را – بخاطر خود وظیفه – انجام دهد.ولی بایدگفت:اگرپاداش دربرابرانجام وظیفه معمول ومتعارف باشد مسلماً ازکارهای بسیارناستوده وویران کننده شخصیت شاگرد است.”(حجتی۱۳۵۸ ، ۱۸۸)

عوامل بازدارنده تربیتی :
مربی ومعلم در جریان فرایند تربیت ، با وجود تلاش ها وکوشش های به عمل آمده ، دربرخی موارد در کنار عوامل محرک مثل تشویق و پاداش ، از عوامل بازدارنده یا تنبیهی نیز استفاده کند. اصولاً فرایند تربیت در دو جبهه تلاش می کند، جبهه ای که در آن رفتار پسندیده ، تشویق و در جبهه دیگر از کارهای ناپسند جلوگیری می شود.

مراحل اجرای عوامل بازدارنده :
لازم است مربیان به مراحل استفاده از بازدارنده ها توجه داشته باشتد واثرات مطلوب و نامطلوب آن را مد نظر قرار دهند. در اینجا به برخی از بازدارنده ها واثرات آن برفرایند تربیت اشاره می شود: تذکر درمرحله اول یاد آوری رفتارهای درست شاگرد و تحسین هایی که او بواسطه رفتارهای پسندیده دریافت کرده است ،ضروری می باشد.مطمئناً تذکر باید با ملایمت و درآرامش و بدور از چشم دیگران باشد تا آبروی شاگرد حفظ شود واحساس شرمندگی و رسوایی نکند.پس تذکر دو گونه ثمر دارد، علم فراموش شده را به یاد می آورد و علم فراموش نشده را زنده می کند ومی انگیزد.به سخن دیگر ، تذکر ، علومی را که در سر مدفون شده ، در دل مبعوث می کند.از این رو ، به کار بردن ذکر ، از جمله اصول تربیت اسلامی تلقی می شود :(انعام ۷۰)وآنان رابه قرآن تذکر ده ، مبادا که کسی به سبب کردار نا پسند خویش در عرض هلاکت قرارگیرد.از روش های تربیتی که دربحث تذکر مطرح است ،می توان به روش موعظه حسنه ، یادآوری نعمت ها وروش عبرت آموزی اشاره کرد.درسوره فصلت آیه ۳۳ می فرماید :.دعوت دیگران به راه خدا هنگامی شایسته وخوب (احسن) است که مبتنی برعمل صالح و اعتقاد سالم باشد.روش یادآوری نعمت ها ،” در این شیوه کوشش برآن است که آدمی با خود روبرو شود ، در کنار خود آرام گیرد ، به خود بنگرد،داغ نیازهایی راکه برخودداشته است ببیندوحلاوت نعمت هایی راکه به اوارزانی شده بیابدوبه شکرباز آید. در این شیوه ، مربی باید تنگناها وگشایش های زندگی متربی را در خاطر او زنده کند و اورا برای به ثمر رساندن گشایش ها ونعمت هایی که در اختیار او است فراخواند وبه راه اندازد.”( باقری ، ۱۳۷۹ ،۱۴۹-۱۴۸)

موانع تربیت صحیح : در تحقیقی که علی سادیی پژوهشگر برگزیده کشور توسط وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی در موضوع موانع و راهکارهای موثر در تربیت دینی نسل جوان درسال ۸۵ انجام داده است چنین نتیجه گیری کرده که نظام آموزشی موانع متعددی را در مسیر تربیت بویژه تربیت دینی نسل جوان در پیش دارد که به مهمترین آنها چنین اشاره نموده است:

روش تدریس ناکارآمد در آموزش مبانی ،مفاهیم ودستورات دینی؛
محتوای نا متناسب با نیازها وابهامات دینی ومذهبی نسل نو؛
عدم توانمندی علمی ومهارتی لازم و کافی در بعضی از معلمانی که عهده دار تدریس دینی هستند؛
نداشتن منش الگویی در گفتار و عمل بعضی از معلمان دینی؛
نامناسب بودن شیوه ارزشیابی از درس دینی؛
استفاده نکردن بسیاری از معلمان دینی از وسایل کمک آموزشی مثل فیلم ، عکس ،مجله، عکس ،کتاب وکتابخانه.

نتیجه گیری:
با بررسی و مطالعه انجام شده در روش ها و شیوه های تعلیم وتربیت اسلامی، برگرفته از سیره نبوی ملاحظه می شود که تربیت اسلامی ، شاگرد را انسانی دارای احساس ، عقل و اختیار می بیند وبرای او جایگاه انسانی قائل است .برای معلم در مقابل تربیت شاگرد، وظایف و ویژگی های خاصی تعریف می کند، تا او بتواند به نحو احسن زمینه های رشد و ارتقاء شاگرد را به سوی کمال انسانی و قرب الی الله فراهم آورد. اسلام به بهترین شیوه رابطه بین معلم وشاگرد را تعیین کرده است. بطوری که حتی در مترقی ترین سیستم های آموزشی جهان طرحی چنین جامع و کامل دیده نمی شود . امروزه متاسفانه برنامه ریزان نظام آموزشی کمتر به دنبال ساختن الگویی مناسب از تعلیم و تربیت براساس سیره نبوی هستند و به مصداق آب در کوزه و ماتشنه لبان می گردیم، با وجود این منابع اصیل و ارزنده، در سیستم های آموزشی سایر کشور ها بدنبال شیوه های تعلیم وتربیت موثر هستند.اسلام معلم را به عنوان پدر روحانی معرفی می کند ومی گوید :اب علمک یعنی یکی از پدران تو معلمی است که بتو دانش می آموزد ، چه بساارزش چنین پدری از پدر واقعی نیز بیشتراست.زیرا معلم فرزند را تغذیه معنوی می کند. بنابراین تمام حقوقی که در باره پدر ومادر در اسلام یاد آوری شده است ، بطور کاملتری باید در باره معلم رعایت گردد.نکته اساسی که در اینجا باید مطرح گردد این است که موقعیت علم وتعلم برای شاگردان را باید کاملاً تبیین نموده و به او تفهیم کرد که از نظر اسلام دانش آموز مقام و موقعیت والایی را داراست رسول خدا (ص) فرمودند:

هر که برای رضای خدا دنبال دانش برود همانا به راه بهشت می رود و فرشتگان بخاطر خشنودیش بال های خود را به زیر قدم های او می گسترانند وتمام موجودات آسمانی و زمینی برای دانش آموز طلب رحمت و استغفار می نمایند حتی ماهیان دریا.معلم نیز در تربیت اسلامی نقش حساس پدر روحانی را از طریق بکارگیری شیوه ها و روش های صحیح ایفا نماید. نکات ظریف تربیتی که درسیره نبوی وجود دارد را در درجه اول خود بیاموزد و تلاش نماید با تهذیب نفس ،خویشتن را آماده پذیرش مسئولیت خطیر معلمی نماید و در درجه دوم درمورد تربیت و ارتباط با شاگردان خود این نکات را بکار گیرد.از طرفی نقش حساس ومهم والدین را نیز در امر تربیت فرزندان نمی توان نادیده گرفت. معلم ضمن توجه به وظایف خود، به والدین نیز در شناخت وظایف وکارکردهای والدینی، کمک می کند .در اینجا به برخی از این نقش هاو وظایف می توان اشاره کرد:

والدین در جهت تقویت باورهای دینی فرزندان ،نقش الگویی ایفا می کنند.باتوجه به ویژگی های انسانی ،روحیه الگوپذیری بویژه در دوران کودکی ،مسئولیت والدین را در برابر فرزندان بیشتر وبزرگتر می کند.هر گونه رفتار وگفتار والدین می تواند اثر مستقیم بر تربیت فرزندان داشته باشد. شکل گیری ویژگی های شخصیتی فرزندان ،در دوران کودکی ،نقش والدین را در امر تربیت دینی و آموزه های مذهبی ،تقویت می کند.
والدین فرزندان را به مطالعه وبهره گیری از منابع آموزش دینی تشویق می کنند.والدینی که خوداهل مطالعه وتوجه به تکالیف دینی ومذهبی هستند وبخشی از وقت خود را به مطالعه اختصاص می دهند؛با دراختیار قراردادن کتب مفید ومناسب سن فرزندان ،آنان را با مطالعه ویادگیری مانوس می کنند.
والدین ،زمینه رشدوشکوفایی استعدادهای فرزندان را فراهم نموده واین استعدادها را در جهت تربیت دینی هدایت می کنند.
والسلام

منابع و ماخذ:
۱- ابراهیم زاده، عیسی، فلسفه تربیت، ۱۳۷۰، انتشارات دانشگاه پیام نور
۲- باقری، خسرو، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، ۱۳۷۹، انتشارات مدرسه
۳- برازش، معجم بحار الانوار، ۱۳۷۲، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
۴- پاینده، ابوالقاسم، ترجمه نهج الفصاحه، ۱۳۶۶، چاپخانه آسمان
۵- جلوه های معلمی استاد مطهری، ۱۳۷۲، انتشارات مدرسه، تهران
۶- حجتی، سید محمد باقر، اسلام و تعلیم و تربیت،۱۳۵۸، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، تهران
۷- حجتی، سید محمد باقر، آداب تعلیم و تربیت در اسلام، ۱۳۵۹، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران
۸- حکیمی، محمدرضا/ محمد حکیمی/ علی حکیمی، الحیاه، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران
۹- خمینی، روح الله، طلب و اراده، ترجمه و شرح سید احمد فهری، ۱۳۶۲، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، تهران
۱۰- خمینی، روح الله، مجموعه سخنرانی های امام خمینی،۷۴-۱۳۷۲، همراه با شرح وقایع انقلاب اسلامی، تهران
۱۱- دلشاد تهرانی، مصطفی- ماه مهرپرور( تربیت در نهج البلاغه)،۱۳۷۸، خانه اندیشه جوان، تهران
۱۲- راغب اصفهانی، المفردات، مکتب مرتضویه
۱۳- رشیدپور، مجید، چگونه باید تربیت کرد،۱۳۷۵، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان
۱۴- ساعدی خراسانی، محمد باقر، ترجمه منیه المرید فی آداب المفید و المستفید، ۱۳۷۱، انتشارات علمیه اسلامی، تهران
۱۵- سبحانی، جعفر، رسالت جهانی پیامبران، جلد ۱و ۲ ،۱۳۷۴، انتشارات مکتب اسلام، قم
۱۶- شریف قریشی، باقر، نظام تربیتی اسلام، ۱۳۶۲، انتشارات فجر، تهران
۱۷- عمید، حسن، فرهنگ عمید،۱۳۷۶ ، انتشارات امیرکبیر، تهران
۱۸- فرید ، مرتضی، الحدیث( روایات تربیتی از مکتب اهل بیت ( ع)، ۱۳۶۹، جلد ۱و۲و۳- دفتر نشر فرهنگ اسلامی – تهران
۱۹- قائمی، علی، تربیت اسلام پیشرفته( جزوه درسی) ،۱۳۷۸، دانشگاه آزاد
۲۰- قائمی، علی، زمینه تربیت، ۱۳۶۲، انتشارات امیری، تهران
۲۱- قرائتی، محسن، سیره پیامبر اکرم ( ص)،۱۳۸۵، انتشارات مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن
۲۲- قرائتی، محسن، تفسیر قرآن کریم،۱۳۸۵، دفتر نشر معارف
۲۳- قمی، محمدرضا، سفینه البحار، جلد ۲، ۱۳۵۵، موسسه انتشارات فراهانی، تهران
۲۴- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ترجمه موسی خسروی، ۱۳۶۰، انتشارات علمیه اسلامی، تهران
۲۵- مطهری، مرتضی، جاذبه ودافعه علی(ع)، ،۱۳۴۹ انتشارات موسسه اسلامی حسینه ارشاد، تهران
۲۶- مطهری، مرتضی، تعلیم و تربیت در اسلام،،۱۳۷۲ انتشارات صدرا، تهران
۲۷- مظاهری، آیت الله، ویژگی های معلم خوب، ۱۳۷۰، انتشارات صحفی، قم
۲۸- مظلومی، رجبعلی، با تربیت مکتبی آشنا شویم ، ۱۳۶۶، انتشارات امیرکبیر
۲۹- ملکی، حسن، صلاحیتهای حرفه معلمی، ۱۳۷۶، انتشارات مدرسه، تهران

پژوهش ومقالات:
بریری، ناهید، پایان نامه، معلم و مربی از دیدگاه قرآن و سنت، ۸۰-۱۳۷۹، دانشگاه آزاد اسلامی
رشید پور، مجید، مقاله تربیت دینی و اخلاقی فرزندان، ۱۳۸۴، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان
سادیی علی،موانع وراهکارهای موثر در تربیت دینی نسل جوان ،پژوهش ،۱۳۸۵،انتشلرات شلاک
شکوهی، غلامحسین، مقاله معنا و مفهوم تربیت، فصلنامه تعلیم و تربیت

image_pdfimage_print

درباره مسلم داودی نژاد

مسلم داوودی نژاد مولف و پژوهشگر استاد روانشناسی و طب اسلامی، مدرس همایش های ملی و بین المللی است. کتاب و محصولات: سبک زندگی اسلامی با رویکرد ارزش های ایرانی اسلامی در راستای فرمایشات مقام معظم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری