صفحه اصلی / روانشناسی / شخصیت / جوانان و ویژگى هاى آنان
mseza53

جوانان و ویژگى هاى آنان

دوره جـوانـى کـه حدودا از شانزده سالگى شروع مى شود, طبق نظر بعضى دانشمندان , پنج سال اسـت , یعنى تا بیست سالگى ادامه دارد و طبق نظر عده اى دیگر, ده سال است یعنى تا ۲۵ سالگى تـداوم دارد .
شـنـاخـت ویـژگـى هـاى دوره جوانى براى جوانان ضرورى است , زیرا انسان تا خود را نشناسد و خـصوصیات خود را درک نکند, قادر به ساختن و پرورش خود نیست لذا در این بخش سعى شده ویژگى هاى مهم دوره جوانى به اختصار بیان شود که عبارت است از :

۱ . تغییر و تحول جسمى
گـرچه جسم انسان همیشه در حال تغییر و تحول است , اما در دوره جوانى , این تغییر و تحول از اهـمیت ویژه اى برخوردار است .
در دوره جوانى براثر ترشح هورمون هاى بلوغ , تغییر و تحول هایى در شـخـص بـروز مـى کـند و رشد جسم او بیشتر مى شود : صداى شخص زمخت مى شود, مو در صـورت و دیـگـر نـقـاط بدن مى روید و احساس جنسى در او پیدا مى شود به گونه اى که انسان احساس مى کند تولدى تازه یافته است
با این تغییر و تحول جسمى , سایر امور روحى هم تغییر مى کند, احساس ها و تمایل هاى جدیدى در نهاد جوان به وجود مى آید , آنچه جوانان باید بدانند, این است که این دوران , دورانى پر آشوب و اضطراب انگیز است و باید مواظب باشند طبق مصلحت عمل کنند, نه طبق احساسات درونى .

۲ . بروز احساسات مذهبى
علاوه بر خواهش هاى غریزى که بین انسان و حیوان مشترک است , مجموعه اى از گرایش هاى فطرى چون احساسات مذهبى و کشش هاى روحانى در جوانان بروز مى کند .
امروزه روان شناسان معتقدند: دوره بلوغ , دوره بروز احساسات مذهبى و تمایل هاى معنوى است .
در ایـن دوره جوانان مایلند از مبدا هستى آگاه شوند, خالق خویش را بشناسند و با خداى خویش رابـطـه بـرقرار نمایند .
این حس مخصوصا در شانزده سالگى به اوج مى رسد که اگر خوب هدایت شود, عامل مهمى براى رشد معنوى جوانان است .
موریس دبس مى گوید : گـویـا هـمـه روان شناسان در این نکته متفق القولند که ما بین بحران تکلیف و جهش ناگهانى احـسـاسـات مـذهبى ارتباطى وجود دارد .
در این اوقات , یک نوع نهضت مذهبى حتى در کسانى دیده مى شود که قبلاً , نسبت به مسائل مربوط به مذهب و ایمان لاقید بوده اند .
توجه : علاقه به مسائل مذهبى در دوره جوانى , برنامه اى است که خداوند حکیم براى کنترل جوانان قرار داده است , زیرا در سن جوانى , غرایز طغیان مى کند و دریاى روح جـوان طـوفـانـى مـى گـردد و اگر عواملى مانند مذهب و ارزش هاى مذهبى در جوانان وجود نداشته باشد, قطعا مسیر جوانان , بر خلاف مسیر الهى و انسانى خواهد بود .

۳ . استقلال طلبى
کودکان تا به دوره جوانى مى رسند, به استقلال و وابسته نبودن , علاقه بسیار پیدا مى کنند . آنها علاقه مند مى گردند کارهایشان را خود انجام دهند و در امورى مانند تحصیل , انتخاب شغل و حـرفـه , انتخاب دوست و همسر, پوشیدن لباس و رفت و آمدها, خود تصمیم بگیرند .
این حس که خداوند حکیم در وجود آنان قرار داده , زیر بناى اعتماد به نفس , موفقیت در جامعه و مسوولیت هاى اجتماعى است .
نکته بسیار مهم و شایان توجه , این است که جوانان در اشباع این حس نباید تندروى کنند و از حد طـبـیـعـى آن پا فراتر گذارند , زیرا این حس , اگر کنترل نشود , نتایج ناگوارى به دنبال خواهد داشـت .
این حس باید به کمک والدین اشباع شود , زیرا جوانان از تجربه کم ترى برخوردار هستند و مـمـکـن اسـت از جاده مصلحت زود خارج شوند .
بسان زمانى که کودک مى خواهد در راه رفتن استقلال پیدا کند, به راهنمایى و کمک والدین احتیاج دارد و بدون یارى آنها ممکن است حوادث ناگوارى , مانند پرت شدن , به زمین خوردن , اصابت به شى ء خطرناک برایش پیش آید .
بـنـابـرایـن جوانان عزیز باید مواظب باشند, ضمن اشباع حس استقلال طلبى خویش از تذکرها و راهـنـمـایـى هـاى والـدین خود که در مسائل زندگى از تجربه بیشترى برخوردار هستند, کمال اسـتـفاده را ببرند و بدانند هیچ پدر و مادرى راضى نیست که فرزندش را در مسیر انحراف ببیند .
جوانان باید بدانند آنها محصول عمر والدین هستند و پدر و مادر در تربیت آنها سختى هاى بسیارى را متحمل شده اند و محبتشان در وجود آنان ریشه دوانیده است , از این رو به سبب علاقه اى که به فرزندان خود دارند , نمى توانند در برابر سرنوشت آنان بى تفاوت باشند, همان گونه که شما جوانان امروز و پدران فردا نمى توانید در قبال سرنوشت فرزندان آینده تان بى تفاوت باشید .
البته بسیارى از جوانان چون تازه پا در مرحله بلوغ گذاشته اند, با ترس و وحشت سعى مى کنند خود را از طـفـیـلى بودن برهانند و به استقلال برسانند .
زیرا هنوز خود را به والدین و حمایت هاى آنان نـیـازمـنـد و وابـسـته مى دانند, بنابراین سعى مى کنند از افراط و تند روى بپرهیزند, اما جوانانى هـسـتـند که در این کار دچار تند روى مى شوند و به نام استقلال , مسیرى غیر از مصلحت واقعى خویش مى پیمایند .
لذا روان شناسان گفته اند : براى جوانان , زمان بلوغ , زمان پرواز از آشیانه هاست . زمـانى است که مى توانند تنها و آزاد به سوى انجمن ها و مجامع جوانان بگریزند, در حالى که هنوز از جدایى و تنهایى وحشت دارند . همین تفاوت بین خواسته ها و قدرت بر آوردن آنها سبب مى شود که جوانان غالبا رفتارى زننده و ناموزون پیدا کنند .
پسرى که فحش مى دهد, خشونت مى کند, در را به هم مى کوبد, سر میز غذا دیر حاضر مى شود و به طور کلى غیر قابل تحمل است , مسلما براثر بلاتکلیفى شدید روحى است . او استقلال مى طلبد و در عین حال از آزادى مى ترسد و به علت عقده هاى روانى و عوارض ناشى از آن است که ستیزه جویى مى کند.

۴ . تخیل گرایى
جوانان گاهى آن چنان وارد دنیاى خیال و اوهام مى شوند که تصور مى کنند دنیاى دیگرى غیر از عالم خیال , تحقق ندارد و گاه آن چنان , این حالت بر آنان مسلط مى گردد که روحشان را سخت مـتاثر مى کند و در نتیجه آنان را از امور واقعى و درک حقایق زندگى باز مى دارد .
و این حس آن قـدر قـوى اسـت که مى توان گفت : جوانان در دوره جوانى با افکار خود زندگى مى کنند .
دوره جوانى , دوره علاقه به امور موهوم و عشق به خیال هاى ناشدنى است .
جـوانـان چـون تـجربه زندگى کردن را ندارند و تازه پا به جاده زندگى گذاشته اند, گاهى آن چـنـان بـه فـرداى خـود فـکـر مى کنند که آرزوهاى شیرین خود را به صورت کاخ ‌هاى مجلل و افـسـانه اى در مى آورند و از مشاهده آن , غرق در شادى و مسرت مى شوند و گاهى هم به ناکامى خود مى اندیشند و از تصور آینده ناموفق , گرفتار یاس و نا امیدى و دلسردى مى شوند .
اگرچه جوانان هنگام روبه رو شدن با واقعیت ها و مسائل زندگى از تخیل ها و آنچه در عالم خیال است فاصله مى گیرند, اما با این حال تخیل گرایى اگر در حد طبیعى باشد و جوانان را در آرزوها و خـیـال هـاى ناشدنى غرق نکند, خالى از فایده نیست , بلکه این حالت که خداوند در وجود جوان نـهـاده است , مى تواند منشا امورى مثبت هم بشود, از جمله این که حس ابداع و ابتکار را در وجود جوانان بیدار مى کند و آنان را براى پیشرفت و نیل به مدارج عالى تر آماده مى سازد و موجب تقویت نیروى ذهن و اندیشه و عامل خلق امور هنرى , فکرى , علمى و ذوقى مى شود .
کرسى موریسن مى گوید : گـاهـى یک تخیل عمیق , بر اثر تربیت و تجربه یا به واسطه تاثیرات محیط به صورت یک شاهکار هـنـرى یـا تابلو نقاشى یا اختراع مکانیکى در مى آید .
افکار و عقاید, زاییده همین قوه تخیل است و نـبـوغ نـیز مولود همان مى باشد .
عالى ترین تجلیات مغز بشرى در اختراعات و ترقیات مکانیکى و فهم ریاضیات عالیه , نتیجه همین قوه تصور و تخیل است .
موریس دبس چنین مى نگارد : بـایـد بـا دقـت تـمام , ما بین فعالیت طبیعى فکرى جوانان نورس با حالات غیر عادى آنان که نزد مـبـتـلایان به امراض عصبى دیده مى شود تفاوت قائل شد .
این تخیلات از لحاظ امکانات جدید و اخـتراعات و افکار بدیع , بسیار غنى است و براى پیشرفت فکرى و فرهنگى جوانان مقدمه مناسبى مـى بـاشـد .

۵ . میل به آزادى
جوانان خواستار آزادى در کـارهـایـشان هستند, به این علت براى آنان چندان جالب نیست که بزرگان از نظم و قانون و مـصـلـحـت و منطق و عقل سخن بگویند . از نظر جوان , عقل و منطق و مصلحت و نظم و قانون نوعى محدودیت است , باید با آنها مبارزه کرد تا به خواسته هاى مطلوب خود رسید .
ویل دورانت مى گوید : جوان که پس از سال ها ناز پروردگى از خانواده به اجتماع قدم مى نهد, خود را آزاد مى یابد و جام لـذت آزادى را تـا جـرعه آخر سر مى کشد و با توحش نعره مى زند و مى رود تا دنیا را بگیرد و از نو بسازد .
آشوب و ماجرا را بیش از غذا دوست مى دارد , عاشق برترین چیزها و مبالغه ها و نامحدودیت هاست .
جوان با اکراه و بى میلى به نظم و قانون تن مى دهد . آن جـا کـه نـعره و فریاد وسیله حیاتى اوست , از او سکوت و خاموشى مى خواهند . آن جا که سخت مـشتاق فعالیت است , از او آرامى و انفعال مى طلبند .
جوانى سن بى قیدى و بى بند و بارى است و شعار آن , این است که هیچ چیز مانند زیاده روى مایه کامیابى نیست . جـوانـى خـستگى ناپذیر است . زندگى او در زمان حال است و افسوس گذشته را نمى خورد و از آینده نمى ترسد و با خوشدلى و سبک روحى از تپه اى بالا مى رود که قله , آن طرف دیگر را از چشم او پنهان داشته است .
نـکته مهمى که جوانان باید بدانند و رعایت کنند , میانه روى درمیل به آزادى است , زیرا جوانان با نـظـر بـه ایـن که به سبب طغیان غرایز, جنبه عقلانى ضعیفى پیدا مى کنند و به شدت احساساتى مى شوند و طبعشان آنها را به سوى لذت گرایى سوق مى دهد, اگراز آزادى مطلق استفاده کنند, بـه انـواع فـسادها و فحشاها وانحراف ها دچار مى شوند, زیرا غرایز آدمى کور و بى شعوراست .
غرایز فـقـط ارضـاى خـود را مى طلبد , مى خواهد به هر قیمتى که شده به هدف خود برسد و این انسان اسـت کـه بـا نـیـروى عـقـل و فـطـرت و شـریـعت آنها را مهار مى کند و به اندازه لازم وطبیعى اشـبـاع مـى نـماید, مانند رودخانه اى که در مسیرى جریان دارد و هرچه در مسیر خویش مى بیند تخریب مى نماید و این ماهستیم که باید با ساختن سد و دریچه هاى مخصوص , آن را کنترل کنیم و به اندازه لازم , آب آن را به مکان هاى خاص هدایت نماییم .
برخوردارى از آزادى نامحدود, قطعا فساد و بى نظمى به بار مى آورد و در نتیجه آرامش و آسایش را کـه اساس خوش بختى انسان است نابود مى سازد, زیرا اگر قرار باشد هرکس در هر کارى آزاد باشد و براى خواسته هاى خود حد و حدودى در نظر نگیرد, به طور مسلم خواسته ها با هم تزاحم پیدا مى کند و هرج و مرج در جامعه حاکم مى شود, لذا پیشوایان دینى فرموده اند: اقمعوا هذه النفوس فانها طلقه ان تطیعوها تنزع بکم الى شر غایه , ایـن نفس هاى سرکش را مهار کنید که لجام گسیخته و خود سرند, اگر از آنها پیروى کنید شما را به بدترین پرتگاه مى افکنند .
ریموند بیچ مى گوید : یـکى از خواص جوانان , این است که هر وقت هرچه دلشان مى خواهد مى کنند, بدون آن که نگران نتایج کار خود باشند, اما قوانین اخلاقى انعطاف ناپذیرند .
قراردادهاى اجتماعى براساس تمیز خوب از بد ایجاد شده اند, نه از روى هوس و دلخواه و به همین دلیل , زمان هم قادر نیست آنها را تغییر دهد . رعایت این قراردادها موفقیت و خوش بختى افراد را تضمین مى کند

۶ . الگوپذیرى
با نظر به فطرى بودن حس کمال طلبى , جوانان براى تکوین شخصیت روحى و فکرى و اجتماعى خویش , همواره سعى مى کنند افرادى را که از نظر مادى یا معنوى به کمال رسیده اند, الگوى خویش قرار دهند, گرچه بعضى در تشخیص الـگـوهـاى واقعى و به کمال رسیده اشتباه مى کنند و افرادى را که لایق و شایسته نیستند الگوى خـویـش قـرار مـى دهـنـد .
دنـیاى غرب که به این خواسته و نیاز جوانان پى برده است , در اشاعه الـگوهاى کاذب و شخصیت هاى دروغین مى کوشد تا جوانان را از هویت انسانى خویش جدا نماید, به همین دلیل به معرفى هنرپیشه هاى فاسد سینما, ورزشکاران بى بندوبار, قهرمانان بى شخصیت و خـوانـنـدگان پست مى پردازد و آنان را الگو معرفى مى کند, البته آنها همه این کارها را در پرتو امور مقدسى , مانند ورزش , هنر, دفاع و نشاط روحى به خورد جوانان مى دهند .
ناگفته نماند اصل حس تقلید و الگوپذیرى در جوانان مضر نیست , بلکه از عوامل پیشرفت آنان در مـسـائل فـردى و اجـتـماعى است , زیرا با این حس است که جوانان مى توانند از موفقیت هایى که دیگران کسب کرده اند استفاده کنند .

۷ . طغیان غرایز
جوانان در دوره جوانى به شدت تـحـت تـاثیر احساسات و تمایلات هستند و آن چنان در این بعد قوى هستند که گاهى با مسائل مـنـطـقـى و عـقـلى قطع رابطه مى کنند و آنها را در شان خود نمى دانند و انسان هاى معقول و مـنـطـقى در نظرشان کوچک و ناچیز به حساب مى آیند و این خطر بزرگى است , زیرا گاهى با تصمیمى که جنبه عقلانى ندارد, ممکن است خود را دچار تیره روزى و سیاه بختى نمایند .
گـرچـه انـسـان در هـر سـنى در معرض احساسات و غرایز خویش است , اما این غرایز در جوانان خطرآفرین تر است , زیرا از طرفى , امواج خواهش ها در دریاى وجودشان به حرکت در آمده است و از طـرف دیگر, از تجربه کافى بهره مند نیستند, لذا باید خیلى مواظب باشند طبق هر خواسته اى عـمل نکنند, بلکه با تقویت اراده و تعقل و بعد معنوى سعى کنند برخواسته هاى غیر منطقى غلبه یـابـنـد, زیرا اگر عقل جوان بر غرایز چیره نشود, قطعا احساسات و غرایز بر عقلش استیلا خواهد یافت و آن را به اسارت خواهد برد .
آلکسیس کارل مى گوید : حـالات عـاطفى , رنج ها و شادى ها و عشق و کینه ما هر لحظه در طرز تفکر موثر است .
کسى که فـکـر مى کند یا مطالعه و قضاوت مى نماید, در عین حال ممکن است تحت تاثیر امیال و آرزوها و شـهوات خود خوش بخت یا بد بخت , مضطرب یا آرام , بشاش یا افسرده باشد, به این ترتیب , جهان در دیـده مـا بر وفق حالات عاطفى و فیزیولوژیکى که در عمق متغیر, شعور ما را در حین فعالیت فکرى مى سازد, نماهاى مختلفى به خود مى گیرد .
مى دانیم که عشق , کینه , خشم و ترس مى تواند حتى منطق را منحرف و مختل سازد .
بـزرگـان ما به سبب طوفانى شدن غرایز در جوانى , جوانى را از اقسام مستى و شعبه اى از جنون مى دانند .
البته این حکم براى جوانانى است که غرایز خود را کنترل نکرده اند, وگرنه جوانانى بوده و هستند کـه بـراثـر رعـایـت تـقـوا و تعقل و اراده به مراتب بالایى رسیده اند و غرایز را مقهور عقل خویش ساخته اند.

۸ . گروه گرایى
از دیگر ویژگى هاى نسل جوان گروه گرایى است .
جوانان شدیدا از گمنامى و تنهایى تنفر دارند و عـلاقـه مـندند در یک گروه و تشکیلات با دیگر همسالان خود فعالیت کنند .
جوانانى که موفق نـمى شوند در گروه و دسته اى راه یابند, غالبا به تزلزل شخصیت و خودکم بینى مبتلا مى شوند و در نتیجه ممکن است در صحنه اجتماع و زندگى با مشکل روحى رویاروى گردند .
تمایل به گروه و جمع , که خداوند حکیم در فطرت جوانان قرار داده است , مى تواند در پیشرفت اجـتـمـاعـى و کـسـب تجارب و اعتمادبه نفس آنان نقش بسزایى داشته باشد .
اما نکته مهمى که جـوانـان بـایـدبـدانـند, این است که سعى کنند خود را در گروه هایى قرار دهند که از هر جهت (مـکـتـبـى , اجتماعى , خانوادگى وب) سالم باشند و مربیان هم باید جوانان را به سوى گروه هاى سالم رهنمون گردند, باید دانست اگر جوان از گروه سالم محروم ماند وسرخورده شد, قطعا به گروه هاى ناسالم مى پیوندد تا از تنهایى وگمنامى رهایى یابد .

۹ . نقش پذیرى
روحیه نقش پذیرى ممکن است در دیگر دوران زندگى هم وجود داشته باشد, اما این حالت در دوره جوانى , آن قدر شدید است که مى توان آن را از خصوصیات دوره جوانى شمرد .
امروزه دانشمندان معتقدند که محیط اجتماعى , اثرهاى زیادى در تشکل شخصیت و رفتار جوانان دارد, لذا در آثار دینى وارد شده که : انما قلب الحدث کالارض الخالیه ما القی فیها من شى ء قبلتها .
هـمـانـا قـلـب جـوان مـانند زمینى خالى و دست نخورده است که هر بذرى در آن افشانده شود مى پذیرد و مى پرورد .
جرج مید مى گوید: فرد بیشتر براثر همکارى و تماس با افراد پیرامون خویش , خود را مى شناسد .
از طرف دیگر, جامعه بر اثر توقعاتش از فرد و تصدیق یا نهى رفتار اشخاص در تعیین نوع شخصیت فرد, اثر فراوان دارد و طـبـیـعى است که در یک جامعه پیچیده , مانند جوامع امروزى ما که اختلاف ذوق و ناهمجنسى شدیدى وجود دارد, تعدد نوع شخصیت فراوان است .
گفته شد, جوانان حالت نقش پذیرى قوى دارند, لذا فرهنگ حاکم بر جامعه و محیط مى تواند اثر شـگـرفـى بـر تـکـویـن شـخـصـیـت آنان داشته باشد .
با نظر به این ویژگى , جوانان باید متوجه غـذاهـاى فکرى و روحى خویش باشند, باید دریابند با چه کسانى رفت و آمد دارند, چه کتاب هایى مـطـالـعـه مى کنند, در چه مجالسى شرکت مى نمایند و چه فیلم هایى را مشاهده مى کنند, زیرا غفلت از این امر, ضربه هاى جبران ناپذیرى بر آنان وارد خواهد کرد .

۱۰ . حس خودنمایى
جوانان به اثبات شخصیت خود علاقه شدیدى دارنـد, آنـان مایلند نشان دهند که از دیگران کمتر نیستند, آنان مى خواهند ثابت کنند که قدرت انجام دادن بسیارى از کارها را دارند .
جوانان علاقه مندند که مشهور شوند, از این رو به خودنمایى مى پردازند .
آنان شیفته کارهاى قهرمانى و هر آنچه نشانه قهرمانى است مى باشند . جوانان به افراد معروف و قهرمان , ابراز علاقه مى کنند و دوست دارند راه آنان را بپیمایند و همانند آنان معروف و مشهور شوند .
حـس خودنمایى در جوانان , امرى طبیعى است , اما باید مواظب باشند که براى اشباع این حس به هـر کارى دست نزنند و از هر فکر و شخصى پیروى نکنند, بلکه با بصیرت و دقت نظر و دور از هر احـسـاسـى ایـن مسیر را طى کنند, زیرا مشاهده شده است گاه جوانان براى اشباع این حس , به کارهاى خطرناک و خلاف مصلحت مى پردازند و گاهى ممکن است در این راه , سلامتى خویش را از دست بدهند .

۱۱ . میل به خودآرایى
میل به خودآرایى در سنین بالاتر, که زیبایى طبیعى انسان تا حدودى از بـیـن مـى رود, کم مى شود .
هر چه سن بر انسان مى گذرد صورت گلگونش , جسم پرطراوتش , قـامـت سروگونه اش , پوست صاف و نرمش و موهاى زیبا و سیاهش از دست مى رود و از جمال و زیبایى طبیعى اش کاسته مى شود, از این رو رغبت به زیبایى مصنوعى و خود آرایى هم در وجودش کـم مى شود, به همین دلیل , افراد مسن توجه چندانى به خود آرایى ندارند .
میل به زیبایى و خود آرایى امرى طبیعى در جوانان است .
اسلام که دینى جامع و کامل مى باشد و به تمام ابعاد زندگى مادى و معنوى انسان ها توجه نموده , با تاکید بر استفاده از لباس هاى زیبا, شانه کردن مو, معطر کردن بدن و بهداشت شخصى به حس زیـباگرایى (که خداوند در فطرت آدمى به ودیعه گذاشته است ) توجه کرده است , در آثار دینى آمده است : ( ان اللّه یحب الجمال و التجمل ) : خداوند, زیبایى و خود آرایى را دوست دارد .
مـهـم ایـن اسـت که میل به خود آرایى باید در حد طبیعى و فطرى باشد تا باعث انحراف جوانان نـگردد, زیرا بسیار دیده ایم جوانانى که (دختر یا پسر) به سبب افراط در خودآرایى به راه هاى غلط کشیده شده اند .
علاوه بر این , زیاده روى در خودآرایى , ممکن است منشا بیمارى وسواس شود و عامل اختلال هاى روحى گردد و شخص را از فعالیت هاى حیات بخش باز دارد .
جوانان باید جمال و زیبایى را براى خود جمال و زیبایى بخواهند, نه براى جلب توجه دیگران , زیرا هـنـگـامى مى توان زیبایى را در همه جا رعایت کرد که فى نفسه براى آن ارزش قائل شد, اما اگر صـرفـا بـراى بـرانـگـیـختن دیگران باشد, ممکن است جوانان عزیز را در مسیر ناپسند ریاکارى و خودپرستى قرار دهد .
براى دختران , خودآرایى باید در محدوده شریعت مقدس الهى باشد .

۱۲. تجدد و نوطلبى
جوانان شیفته سبک هاى نـوین در روزگار خود هستند .
آنها به هر چیز تازه اى با خوش بینى مى نگرند, از این رو اگر آنها را بین دو فکر نو و قدیمى , دو لباس جدید و سنتى , دو روش امروزى و دیروزى مخیر سازند, چیز نو و تـازه را انـتـخـاب مـى کنند .
جوانان کتاب هایى را مى خوانند که نوآورى داشته باشد, اشعارى را مـى پـسـندند که تازه و جدید باشد, لباس ها و ساختمان ها و وسایل نقلیه اى را دوست دارند که به سبک نوین در بازار عرضه شده باشد .
جـوانـان شدیدا به هر چیز نو با عینک خوش بینى مى نگرند و بعضى مواقع از بزرگسالان به علت تمایل نداشتن به افکار نوو وسایل جدید گله مند هستند .
گـرچه گرایش به وسایل و روش هاى نو و تجدد طلبى امرى طبیعى در جوانان است , اما جوانان عـزیز باید نظر داشته باشند که به نام تجدد و نوگرایى و تنوع طلبى , در مدگرایى افراط نکنند و معیار خوبى و بدى را جدید بودن و قدیمى بودن قرار ندهند و باید به این مساله مهم توجه داشته باشند که حس نوگرایى را نباید در اصول ثابت زندگى دخالت دهند و به بهانه نوگرایى از اصول ثـابت زندگى و اصول اخلاقى و انسانى دست بردارند, بلکه این نوع گرایش در حد طبیعى خود باید در امور متغیر زندگى باشد, نه در امور ثابت و جاوید .
در احـکام ثابت الهى که از روى فطرت و مصلحت واقعى تدوین شده است , اصل نوگرایى را نباید حـاکـم کنند, مثلا نباید فکر کنند چون عفت , حجاب , امر به معروف , تقوا, بندگى خدا, اخلاق و امـثال اینها امرى قدیمى و سنتى است , باید از صفحه روزگار کنار رود و به جاى آن , بى حجابى , بـى عفتى , بى تقوایى و خودپرستى قرار گیرد, زیرا اگر جوانان ما بخواهند در اصول ثابت انسانى نـوگـرا بـاشـنـد, قـطعا با از دست دادن بسیارى از ارزش هاى معنوى , اخلاقى و انسانى روبه رو خواهند شد که این کار هم براى جوانان و هم براى جامعه مضر و خطرناک است .

۱۳ . غریزه جنسى
تا جوانان به چنین سنى پا نگذاشته اند, چیزى به عـنوان غریزه جنسى و تمایل به جنس مخالف احساس نمى کنند, اما همین که وارد دوران جوانى شـدنـد, ایـن غـریـزه سر از خواب برمى دارد و بیدار مى شود و جوانان را متمایل به جنس مخالف مـى کـند .
خداوند حکیم براى تداوم نسل بشر, این غریزه را که بسیارهم قوى است , در نهاد انسان گـذاشـتـه اسـت .
این غریزه علاوه بر این که وسیله اى جهت تداوم نسل بشر است , از عوامل مهم لـذت و کـامـیـابى در زندگى است .
در بین متفکران در مورد غریزه جنسى بشر در طول تاریخ , نـظـرهایى ابراز شده است که بعضى از آنها خالى از اشکال نیست و در این میان , تنها یک نظر, راه اعتدال و راه فطرت است
راه اول : نـظریه کسانى است که معتقد به از بین بردن غریزه جنسى هستند و مى گویند: آمیزش جنسى , امرى منفور و حیوانى است و در شان انسان نیست .
بسیار بوده اند کسانى که از این نظریه پیروى کرده اند و خود را از یک امر طبیعى و خداداد محروم کرده اند و در این راه هم کسانى بوده اند که تحت عنوان تکامل و تعالى روح , به چنین کارى دست زده اند .
این راه , راه تفریط و ظلم به غرایز و طبیعت بشر است .
راه دوم : نظریه کسانى است که درست مخالف گروه اول هستند, یعنى کسانى که راه را به افراط پـیـمـوده اند و معتقدند که غریزه جنسى را در هر شرایطى که باشد باید اشباع کرد و به هیچ وجه نباید جلو آن را گرفت و به محدودیت هاى اجتماعى , قانونى , اخلاقى و مذهبى در این مورد نباید تـوجـه کـرد, بلکه سعادت انسان در گرو اشباع این غریزه در هر شرایط است .
این نظریه , که نظر فـروید و پیروانش است , بزرگ ترین ضربه به پیکر اخلاق , عفت عمومى , ارزش هاى انسانى , جوامع بشرى و جوانان زده است و بسیارى را به منجلاب فساد و تباهى کشانده است .
این نظریه , هنگامى اثـرهاى منفى بیشترى را به دنبال دارد که توجیه علمى و روان شناسانه هم برایش بشود و چنین فـرض شـود کـه فـطرت بشر, خواستار چنین اشباعى در غریزه جنسى است و اگر آن را محدود کـنـیـم , صـدمـه هـایـى بر پیکر روان وارد کرده ایم , حال آن که این فروید و پیروانش هستند که بزرگ ترین ضربه را بر روان انسان ها بویژه نسل جوان وارد کرده اند .
راه سـوم : راه اعـتـدال و راه فطرت است , نظریه پیامبران الهى و پیروان واقعى آنهاست .
طبق این نـظـریـه , نـه سـرکـوبى مطلق غریزه جنسى پسندیده است و نه افراط و زیاده روى در این غریزه مـمـدوح اسـت , بلکه این غریزه هم مانند سایر غرایز باید در حد طبیعى و فطرى اشباع شود و در چارچوب مسائل خانوادگى , اخلاقى و اجتماعى به آن جواب مثبت داده شود .
پـس جـوانان عزیز باید بدانند این غریزه بسیار قوى و تند است و همچون شعله آتش است که اگر زبانه بکشد, تمام فضایل را در وجود انسان مى سوزاند و رودخانه اى است که اگر طغیان کند, همه چیز را مى برد و تخریب مى کند, لذا جوانان باید در محدوده اصول اخلاقى , مذهبى و اجتماعى به اشـبـاع ایـن غـریزه بپردازند و بهترین راه براى این کار ازدواج است و اگر امکان ازدواج برایشان نیست با صبر و پاکدامنى در انتظار زمان ازدواج باشند و اهتمام ورزند از راه هاى شیطانى به اشباع این غریزه نپردازند که عاقبت خوبى نخواهد داشت .

image_pdfimage_print

درباره مسلم داودی نژاد

مسلم داوودی نژاد مولف و پژوهشگر استاد روانشناسی و طب اسلامی، مدرس همایش های ملی و بین المللی است. کتاب و محصولات: سبک زندگی اسلامی با رویکرد ارزش های ایرانی اسلامی در راستای فرمایشات مقام معظم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری