خانواده درمانی ونظریه های آن

خانواده درماني ونظريه هاي آن:

چكيده
خانواده نخستين نهاد اجتماعي است اكثر افراد درخانواده بدنيا مي آيند ودر خانواده نيزمي ميرند خانواده شالوده حيات اجتماعي محسوب گرديده وگذشته ازوظيفه تكثير نسل وكودك پروري براي بقاع نوع بشر وظايف متعددي ازقبيل توليداقتصاد،فرهنگ پذيركردن افراد را نيز برعهده دارد بنابراين خانواده عامل واسطه اي است كه قبل از ارتباط مستقيم فرد با گروهها ،سازمانها وجامعه نقش مهمي در انتقال هنجارهاي اجتماعي به وي ايفا مي نمايد ازسوي ديگر با توجه به اينكه خانواده با نظام پايگاهي جامعه درارتباط است موقعيت فرد نيز تا حدودي مبتني بر موقعيت اجتماعي خانواده اش خواهد بود،درجامعه کنونی مشکلات خانواده وروابط حاکم بر اعضای خانواده تا آن اندازه اهميت دارد که رشته جديد به نام خانواده درمانی بوجود آمده اسدر خانواده درمانی هدف درمانگر، شنا سايی مشکل ، بررسی روابط بين اعضای يک خانواده ،بررسی نقش و وظايف اعضای خانواده نهايتا تغييرساختار خانواده با استفاده از تکنيکموجود و تخصصی است .خانواده از مشکلات متعددی همچون اختلافات زناشويی، مشکل در ارتباطبا فرزند نوجوان، افت تحصيلی فرزندان، ازدواج فرزندان، اعتياد يکی از والدين، مشکلاترفتاری فرزندان خردسال، مشکلات اخلاقی والدين و يا فرزندان ومسائل ديگررنج می برند.
خانواده بدون شك مهم‌ترين سازماني است كه بسترساز رشد و رفاه جسمي، رواني و اجتماعي كودك و عامل رسيدن وي به تعادل (فيزيكي، رواني و اجتماعي) است اجتماعي‌شدن و آشنايي با قوانين، نقش‌ها و ارزش‌هاي فرهنگي به طور طبيعي در خانواده صورت مي‌پذيرد و كودك در تعاملات ابتدايي خود با خانواده به يك موجود اجتماعي تبديل مي‌شود. به همين دليل هم از ديربازعملكرد خانواده مورد توجه روان‌شناسان بوده است.
واقعيت اين است كه اگر يكي از اعضاي خانواده داراي اشكال رفتاري ـ ‌رواني باشد، مي‌توان ردپاي آن را در روابط خانوادگي جست‌وجو كرد. در بسياري از موارد اشكال رفتاري عضو خانواده مانند كودك يا نوجوان مستقيما از روابط غلط خانوادگي سرچشمه مي‌گيردكه بهره گيري از روشهاي مورد نظر مي تواند راهگشايي مشكلات خانواده گردد.
كليد واژگان: تعريف خانواده وخانواده درماني،نظريه هاي خانواده درماني،خصوصيات خانواده درماني.

پيشينه تاريخی :
آغاز نهضت خانواده‌درمانی مقارن اواخر دهه 1940 و اوايل دهه 1950، يعنی بعد از جنگ جهانی دوم و گردهمايی مجدد اعضای خانواده بعد از جدايی‌هاست. در واقع خانواده‌درمانی به عنوان شاخه جديدی از علم روان‌شناسی، در نيمه دوم قرن بيستم پديد آمد. جنبش خانواده‌درمانی عمدتا تحت تاثير نظريه سيستم‌ها، گسترش درمان روان‌کاوی به حوزه خانواده، پيدايش مراکز راهنمايی کودک و مشاوره زناشويی و گروه‌درمانی شکل گرفت. در اين نگرش و رويکرد، هنجارها و ناهنجاری‌های رفتار فرد در بستر خانواده، تجزيه و تحليل، ادراک و درمان می‌شود.
ريشه فعلی درمان نظام‌های خانوادگی به رويکردهای نظری، عملی و تحقيقات مختلفی برمی‌گردد که در زمينه کمک به کودکان، زن و شوهر و اشخاص دارای مشکلات خانوادگی مورد استفاده قرار گرفته‌اند. برای شناخت خانواده‌درمانی فعلی بهتر است نقش و سهم درمانگاه‌های راهنمايی کودکان و مشاوره ازدواج در نظر گرفته شود.
فرويد و ديگر روان‌کاوان از لحاظ نظری و ژرف‌نگری نقش مهمی در بررسی خانواده داشته‌اند، زيرا بر اهميت وقايع اوايل کودکی و تاثير اين وقايع بر بزرگسالی، تاکيد می‌کردند و کودکان را تحت روان‌درمانی قرار می‌دادند. تحقيقات اوليه در مورد کودکان و نوجوانان مبتلا به اسکيزوفرنی که بخشی از نظام‌های خانوادگی بودند، نيز مفاهيم و ايده‌هايی را در پی داشت که در خانواده‌درمانی کنونی مورد استفاده قرار می‌گيرند. خانواده‌درمانی به خارج از حوزه علوم اجتماعی نيز وام‌دار است، يعنی نظريه نظام‌های کلی(در اين نظريه تعاملات و فرآيندهای حوزه‌هايی چون مهندسی، زيست‌شناسی، اقتصاد، سياست، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و روان‌درمانی به عنوان اجزای يک کليت بررسی می‌شود).
آشنايی با اين رويکردهای کاربردی و نظری متفاوت، شناخت سير تحول رويکردهای نظری به خانواده‌درمانی را آسان‌تر می‌سازد.
خانواده‌درمانی در کشور ما نسبت به ساير شاخه‌های روان‌شناسی، نگرشی نوپاست و منابع و کتب اندکی در اين زمينه به زبان فارسی منتشر شده است که پاسخ‌گوی نياز روزافزون دانشجويان و محققان و درمان‌گران فعال در اين رشته نيست.

تعريف خانواده وخانواده درماني:
خانواده يک واحدزيستی (بيولوژيکی) است که تشکيل آن مبتنی بر پيوند زناشويی است کهبراساس آن افراد دارای رابطه سببی يا نسبی بوده و با يکديگر خويشاوندهستند.
خانواده درماني مداخله‌اي است كه بر تغيير تعاملات بين اعضاي خانواده متمركز است و در آن تلاش مي‌شود كاركرد خانواده به عنوان واحدي متشكل از تك ‌تك اعضاي خانواده بهبود يابد. بالين گري كه به خانواده درماني مي‌پردازد مي‌كوشد الگوهاي بين نسلي غيرقابل انعطافي را كه سبب ناراحتي در درون افراد يا در روابط بين فردي مي‌شود، درهم بشكند. در خانواده‌ درماني مي‌توان دغدغه‌هاي هر يك از اعضاي خانواده را مطرح نمود. اما اين روش درماني بيشتر بر روي كودكان موثر است. زيرا واقعيت روزمره كودكان مستقيما تحت تاثير بافت خانواده قرار دارد.
خانواده‌درمانی، نوعی گروه‌درمانی است که در آن، واحد درمانی، هسته خانوادگی است و در جلسات درمانی يک يا چند درمان‌گر با تمام اعضا خانواده(يا بخشی از آن‌ها) سر و کار دارد و هدف از آن حل و فصل يا تخفيف تعارضات بيماری‌زا و اضطراب در درون واحد خانواده است.

نظريه هاي خانواده درماني:
1- درمان های ترکيبی– التقاطی:
خانواده درمانی به عنوان شاخه جديدی از علم روانشناسی در نيمهدوم قرن بيستم پديد آمد. جنبش خانواده درمانی عمدتا تحت تأثير نظريه سيستم ها،گسترشدرمان روانکاوی به حوزه خانواده ، پيدايش مراکز راهنمايی کودک و مشاوره زناشويی وگروه درمانی شکل گرفت.دراين نگرش ، هنجارها و ناهنجارهای فرددربسترخانواده تجزيه و تحليل،ادراک و درمان می شود.درمان های ترکيبی- التقاطی،درمان هايی که بر اثرهمگرايی و ادغام رويکرد های گوناگون روان درمانی به وجود آمده اند.

2-خانواده درماني مبتني بر روان تحليلي:
صاحبنظران اصلي آن ناتان آكرمن ، ويليامسون، لايمن واين و تئودور كيدز هستند كه شيوه درمان آنها ريشه در نظريه فرويد دارد. دراين شيوه فرايندهاي ناهشيار اعضاي خانواده به يكديگر مرتبط دانسته مي شوند و اعتقادبر اين است كه بايستي روي نيروهاي ناهشيار كه آسيب را بوجود آورده اند، كار كرد. نقش درمانگر يك معلم يا والد يا مفسر تجربه است. فنون درماني عبارتند از: تحليلرويا ، انتقال ، رويارويي ، تاريخچه زندگي ، تمركز بر نقاط قوت.

3- خانواده درماني تجربياتي:
نظريه پردازان عمده آن ويرجينيا سيتر ، كارل ويته كر ،فرد دوهل و … هستند كه معتقدند مشكلات خانواده از سركوب احساسات ، خشكي و انعطافناپديري ، فقدان آگاهي ، مرگ عاطفي و استفاده بيش از حد از مكانيزمهاي دفاعي ريشهمي گيرد.
در اين رويكرد خانواده درمانگر تلاش مي كند انعطاف پذيري ، صميميت ، عزت نفس ،پتانسيل براي تجربه را در خانواده افزايش دهد و از فنون مجسمه سازي ، صحنه آراييخانوادگي ، شوخي ، مصاحبه با عروسكهاي خانواده ، هنردرماني خانواده ، بازي نقش ،بازسازي خانواده و … استفاده مي شود.

4- خانواده درماني هاي رفتاري و شناختي _ رفتاري:
نظريه پردازان عمده آن ويلياممسترز ، ويرجنيا جانسون ، جوزف ولپه ، بندورا و … هستند. اين شيوه درماني بر اساسنظريه هاي رفتاري و شناختي معتقد است، رفتار از طريق پيامدها ابقا يا حذف مي شود. رفتارهاي نامناسب را مي توان اصلاح كرد. همينطور شناختهاي غير منطقي را مي تواناصلاح كرده و در نتيجه در تعاملات و رفتارهاي زوجي يا خانوادگي تغيير ايجاد كرد.
درمانگر نقش يك معلم و متخصص تقويت كننده رفتارهاي مناسب را بازي مي كند. در اينرويكرد از فنون درماني تقويت منفي ، تعميم ، خاموش سازي ، اقتصاد پته اي ، گريزذهني ، عبارات مقابله اي منطقي ، سرمشق دهي و … استفاده مي شود.

5- خانواده درماني ساختي:
سالوادور مينوچين ، مونتالوو ، فيشمن ، روزمن و … نظريهپردازان اصلي اين شيوه از خانواده درماني هستند كه كاركرد خانواده را متضمن ساختخانواده ، زير منظومه ها و مرزها مي دانند. درمانگران نقشه خانواده را بطور ذهنيترسيم مي كنند و در پياده كردن ساخت مناسب خانواده تلاش مي كنند و در واقع همچونكارگردان تئاتر عمل مي كنند. فنون درماني عبارتند از: بازسازي ، الحاق ، تشديدپيامها ، مرزسازي و …

6- خانواده درماني هاي استراتژيك ، سيستمي و متمركز بر راه حل:
اين سه رويكرد روشمدار و كوتاه مدت هستند كه هر سه مرهون كار ميلتون اريكسون مي باشند و از ميراثمشتركي برخوردارند. هدف ، شيوه كار و فنون مورد استفاده در اين سه رويكرد مشابهيكديگر است و از فنوني چون باز تعبير ، كمرنگ كردن تعبير و تفسير ، تعيين تكاليفشاق ، تكيه بر فرايند سوالات حلقوي ، تمركز روي راه حلهاي فرضي ، تعيين كردنتشريفات و … استفاده مي شود.
از نظريه پردازان استراتژيك جي هي لي ، ريچارد فيش و از نظريه پردازان سيستميبوسكلو ، كارل تام و از نظريه پردازان متمركز بر راه حل ايمسوبرگ و ديويس را ميتوان نام برد.

7- خانواده درمانی سيستمی:
خانواده درمانی سيستمی در واقع کوششی برای درک خانواده به مثابه يک سيستم (و نه افرادی که صرفا با هم در يک محل زندگی می کنند)و به مثابه زيرسيستمی تحت تاثير عوامل موجود در محيط بزرگترو اعضاء برای حفظ تعادل خودفعاليت می کنند.اين رويکرد را اولين بار ون برتالانفی مطرح کرد.

خانواده هاي نيازمند خانواده درماني
خانواده هايي كه از فرايند خانواده درمانيبهره مي برند، عبارتند از: خانواده هاي داراي عضو معتاد يا بيمار رواني و همچنينخانواده هاي داراي عضو مبتلا به اختلالات جسمي كه به نحوي روي كاركرد خانواده تاثيرگذاشته است ، خانواده هاي طلاق گرفته ، ازدواج مجدد كرده ، فوت يكي از اعضا ،خانواده هاي داراي مشكلات اقتصادي ، فرهنگي و

خانواده هاي داراي مشكل اغلب به صورت غير مستقيم مثلا مشكلات تربيتي كودكان ،ناراحتي هاي روحي يكي از اعضاء و يا تصميم گيريها و كمك براي حل مشكلات سطحي تر بهمتخصصان مشاوره و روان شناسي مراجعه مي كنند و در طول مشاوره هاي فردي نياز به توجهبه نقش خانواده در بروز مشكل شكل مي گيرد و برحسب رويكرد درمانگر ، روند درمانتداوم مي يابد.

خصوصيات كلي خانواده درماني
خانواده درماني داراي خصوصياتي است كه آن را از درمان انفرادي متمايز مي‌كند. براي مثال، اعضاي خانواده داراي ملاك قضاوت، پيشنيه و زبان مشتركي هستند كه ممكن است براي درمانگر ناآشنا باشند. درمانگر بايد با نقش‌هاي خانواده و خرده فرهنگ مخصوص آن آشنا شود. سپس از اين آشنايي در جهت ارتباط با اعضاي خانواده يا رويارويي با آنان استفاده كند. در عين حال درمانگر بايد گسلش عاطفي خود را حفظ كند و يك بخش خانواده را به نفع بخش ديگر رها نكند. البته اين كار دشواري است. چون اعضاي خانواده غالبا درمانگر را وارد منازعات خود بر سر قدرت يا دفاع‌هاي خويش در برابر ارتباط آزاد مي‌كنند. يكي از بخش‌هاي معمول خانواده درماني، اخذ شرح حال و سنجش است. مشكل فعلي بايد مطرح و بررسي شود. ممكن است پسر خانواده بزهكار باشد يا دختر خانواده روابط جنسي متعددي داشته باشد. بررسي تفسير هر يك از اعضاي خانواده از مشكل، كار جالب و از لحاظ تشخيصي كار مهمي است. معمولا شرح حال خانواده گرفته مي‌شود. اين كار نيز مي‌تواند تبعاتي داشته باشد. وقتي مشكل خانواده در چارچوب خانواده‌هاي پدري والدين خانواده و زندگي دوران تجرد و ازدواج آنان مورد بررسي قرار مي‌گيرد، شيوه ارتباط كودكان بهتر و درك آنان بيشتر مي‌شود. طرح يك چشم‌اندز كلي از سابقه و پيشينه خانواده ـ پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها و هدف‌ها ،آرزوها، ترس‌ها و ضعف‌هاي آنان- قوه درك همدلي و تحمل اعضاي خانواده را افزايش مي‌دهد. به اين ترتيب ملاك قضاوت جديدي فراهم مي‌آيد.
كودك به‌تدريج مي‌فهمد كه قرباني شدن آرزوهاي مادر در پاي خانواده، براي مادرش چه معنايي و پدرش چه برداشتي از سوء رفتار پدرخود داشته است. والدين در محيط كنترل شده خانواده درماني (با بررسي وضعيت فعلي فرزندان‌شان) به ياد فشار همسالان روي خودشان مي‌افتند.

چه وقت بايد خانواده درماني كرد؟
قواعد دقيق و قطعي خاصي وجود ندارد كه نشان بدهند چه موقع بايد خانواده درماني انجام داد. خانواده درماني غالبا با نوجواني كه بيمار اصلي است، شروع مي‌شود. گاهي مشكلات بيمار آن‌قدر به خانواده پيوند مي‌خورد كه خانواده درماني تنها درمان و اقدام ممكن است. گاهي نيز خانواده جلوي پيشرفت درمان بيمار را مي‌گيرد يا در برابر توصيه‌هاي درمانگر مقاومت مي‌ورزد. در نتيجه با درگيركردن خانواده در درمان، بخشي از اين مقاومت رفع مي‌شود. گاهي نيز مشكلات بيمار (يا حتي بهبود بيمار در حين درمان) به شدت تحت تاثير ساختار خانواده است و درمان كل خانواده را ضروري مي‌سازد. در پاره‌اي موارد بحران‌هاي خانوادگي‌ (مثل مرگ يكي از اعضاي خانواده) كل خانواده را دچار آسيب مي‌كند.
برخي از خانواده‌ها بر سر ارزش‌ها اختلاف دارند. براي مثال، نوجواني كه مصرف مواد مخدر را شروع مي‌كند يا عضو يك فرقه خاص مي‌شود، ارزش‌هاي كل خانواده را زير سوال مي‌برد. در چنين مواردي خانواده درماني اقدامي منطقي است و بالاخره گاهي بهترين راه ‌حل براي مشكلات زناشويي يا جنسي است. ولي خانواده‌درماني دواي هر دردي نيست و هميشه مناسب نمي‌باشد. گاهي خانواده مورد نظر آن قدر از هم‌گسيخته است كه چنين مداخلاتي بي‌نتيجه خواهند بود. گاهي نيز برخي از اعضاي خانواده اصلا همكاري نمي‌كنند. در برخي موارد نيز خيلي زود معلوم مي‌شود كه يكي از اعضاي خانواده به شدت دچار اختلال است و اصلا همكاري نمي‌كند يا آن‌قدر اخلال مي‌ورزد كه حضورش به كل فرآيند خانواده‌ درماني لطمه مي‌زند.
چون خانواده درماني روي چند نفر اجرا مي‌شود، بايد مقرون به صرفه بودن آن را نيز در نظر بگيريم. اگر چه خانواده درماني ممكن است براي عضو بيمار خانواده مفيد باشد، اما گاهي براي ديگر اعضاي خانواده عواقب سويي دارد. بعضي از خانواده‌ها مثل بعضي از افراد، “قوا” يا “توان روان شناختي” كافي براي تحمل بحث‌ها و مسايل قابل طرح در جلسات خانواده درماني را ندارند. بنابراين تصميم ‌گيري براي اين‌كه خانواده درماني چه موقع قابل استفاده است، يك تصميم گيري سخت بوده و منوط به سنجش دقيق و دقت و حساسيت باليني زياد مي‌باشد.
از نظر درمان با اين‌كه ممكن است درمانگران مختلف در مورد يك هدف درماني براي يك خانواده به‌خصوص توافق داشته باشند، اما فنون آن‌ها براي رسيدن به اين هدف متفاوت خواهد بود. درمانگران كه هر كدام شخصيت و مهارت‌هاي مخصوص به خود دارند، به شيوه‌هاي خاصي رابطه برقرار مي‌كنند. اگر سبك كار خودشان را بشناسند و قبول داشته باشند، توانايي خود را بهتر مي‌توانند به‌كار گيرند.

نتيجه گيري:
خانواده، يک گروه طبيعی است با اهداف و نقش‌های بسيار که برای همه اعضای خانواده مهم و ضروری است. همچنين خانواده، يک گروه قوی و سازمان‌يافته است که درمان‌گر را به خاطر اهدافی که در سياست و فرآيند آن نهفته است به خدمت می‌گيرد. لذا در خانواده‌درمانی، درمان‌گر با يک گروه طبيعی مواجه است که بايد به نوعی در آن وارد شده و آن را تحت تاثير قرار دهد؛ که اين کار احتياج به ديپلماسی قابل ملاحظه ومهارت‌های اجتماعی ضروری برای درمان‌گر دارد. شايد بتوان گفت: خانواده‌درمانی يک روش سيستماتيک مداخله‌درمانی است که هدف آن، رفع اختلالات پيچيده و متقابل عاطفی درگروه خانواده است. خانواده‌ درمانی، در واقع صحنه برخوردهای انسانی استو در جستجوی حقايق اساسی بشری است و بالاتر از همه در پی التيام زخم‌ها و ضعف‌های خانواده است. لذا مسووليت عمده خانواده‌درمانی از اين قرار است: بالا بردن احساس همبستگی و وحدت خانواده، فعال کردن نقش طبيعی خود در شفابخشیخانواده، و تجربه‌ای که راه را برای رسيدن به يک گروه طبيعی واقعی بازمی‌کند.
اين نوع درمان ،آموزش ، پيشگيري و درمان براي كمك به خانواده ها ، كل خانواده هارادربرمي گيرد. براي حل مشكل خانواده يا يكي از اعضا آن كل سيستم خانواده مور توجهقرار مي گيرد و تلاش مي شود علل بروز و عوامل تشديد كننده مشكل در داخل خانواده ودر نوع روابط اعضاء با يكديگر مورد بررسي قرار گيرد. اين شيوه از درمان مبتني بررويكرد سيستمهاست و معتقد است زماني مي توان به رفع يك مشكل نائل شد كه از نيروي تكتك اعضاء استفاده كرد و عوامل تنش زا را مرتفع ساخت.

منابع:
1- احمدي، سيد احمد(1384). مقدمه اي بر مشاوره و روانشناسي. اصفهان. نشر دانشگاه اصفهان.
2- سانتراك، جان دبليو.(1385). زمينه روانشناسي. ترجمه مهرداد فيروزبخت. تهران. انتشارات رسا.
3- فيرس، اي. جري و تيموتي،جي . ترال.(1385). روان شناسي باليني. ترجمه مهرداد فيروزبخت و سيف الله بهاري.
4- كاپلان و سادوك.(1385). خلاصه روانپزشكي. ترجمه حسن رفيعي و خسرو سبحانيان. تهران . انتشارات ارجمند.
5- گلدنبرگ، ايرنه و گلدنبرگ، هربرت.(1386). خانواده درماني . ترجمه حميدرضا حسين شاهي برواتي و همكاران.
6- موسوي، اشرف السادات.(1382). خانواده درماني كاربردي با رويكرد سيستمي. تهران. انتشارات دانشگاه الزهرا، پژوشكده زنان.
7- مينوچين، سالوادور و فيشمن، اچ. چارلز.(1381). فنون خانواده درماني. ترجمه فرشاد بهاري و فرح سيا. تهران. انتشارات رشد.
8- مينوچين، سالوادور.(1373). خانواده و خانواده درماني. ترجمه باقر ثنايي. تهران. انتشارات اميركبير.
9- مقاله خانم سپيده رمزي وهانيه بشارتي.

تهيه وتنظيم:
علي رحيمي نسب مزرجي
اداره كل زندانهاي خراسان شمالي