صفحه اصلی / روانشناسی / روزی زنبور و مار با هم بحثشان شد……………..!
mseza17

روزی زنبور و مار با هم بحثشان شد……………..!

مار میگفت: انسانها از ترسِ ظاهر خوفناکِ من میمیرند؛ نه بخاطر نیش زدنم!
اما زنبور نمی پذیرفت.

مار، برای اثبات حرفش، به چوپانی که زیر درختی خوابیده بود؛ نزدیک شد و رو به زنبور گفت: من او را می گزم و مخفی میشوم ؛ تو بالای سرش سر و صدا و خودنمایی کن!

مار چوپان را نیش زد و زنبور شروع به پرواز کردن بالای سر چوپان نمود.
چوپان فورا از خواب پرید و گفت: ای زنبور لعنتی! و شروع به مکیدن جای نیش و تخلیه زهر کرد.
مقداری دارو بر روی زخمش قرار داد و بعد از چندی بهبود یافت.
سپس دوباره مشغول استراحت شد که مار و زنبور نقشه دیگری کشیدند:
اینبار زنبور نیش زد و مار خودنمایی کرد!
چوپان از خواب پرید
و همین که مار را دید، از ترس پا به فرار گذاشت!
او بخاطر وحشت از مار، دیگر زهر را تخلیه ننمود
چند روز بعد، چوپان به خاطر ترس از مار و نیش زنبور مرد!

? بسیاری بیماری ها و کارها نیز همینگونه اند؛ و افراد فقط بخاطر ترس از آنها، نابود میشوند.

? “مواظب تلقین های زندگی خود باشید……………….!
برای خودمان یک دایره اعتماد درست کنیم
آنهایی که مهم هستند را بگذاریم درون دایره، کم اهمیت ترها را روی خط و باقی را بیرون از این دایره فرضی تصور کنیم . هر وقت کسی حرفی به ما زد که خاطرمان رنجید ببینیم کجای دایره مان هستند؟؟ جزو افراد مهمند یا نه فقط هستند .
گاهی هیچ ارزشی ندارد از ادمهایی که بیرون دایره فرضی ما هستند برنجیم …
وقتی دیگران بدانند که نمیتوانند ناراحتمان کنند، دیگر تلاشی هم برای ناراحت کردنمان نمی کنند.

این راز آرامش است

image_pdfimage_print

درباره مسلم داودی نژاد

مسلم داوودی نژاد مولف و پژوهشگر استاد روانشناسی و طب اسلامی، مدرس همایش های ملی و بین المللی است. کتاب و محصولات: سبک زندگی اسلامی با رویکرد ارزش های ایرانی اسلامی در راستای فرمایشات مقام معظم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری