صفحه اصلی / خاطرات باور نکردنی

خاطرات باور نکردنی

پارتی در شب اربعین

mseza28

صدای خیلی قشنگی داشت . فرض کنید معروف به فری بود از بچه های ایرانی که چند سالی است برای تحصیل به هند آمده بود ولی بجای درس جذب مجالس دانس و رقص شده بود خواننده شب نشینی های گناه، از مجلس گرم کن های حرفه ایی و پرطرفدار در ...

ادامه مطلب »

نماز عاشورایی وسط اتوبوس

mseza27

قرار بود ماه محرم امسال به ایلام برویم. خوب کمی اضطراب داشتم . حدود ده نفر از طلابی که قرار بود جهت تبلیغ ماه محرم به ایلام بیایند دراتوبوس همراه ما بودند. سوار اتوبوس شدیم با توکل به حضرت دوست که هرچه هست از اوست راه افتادیم. نزدیک غروب شد ...

ادامه مطلب »

عرفان فلفلی حاج آقا درهند

mseza26

از آن لحظه ای که وارد بمبئی شدم علی رغم تصور قبلی با شهری کثیف و شلوغ، فقر شدید و ثروت عجیب مواجه شدم . بهترین کار این بود که هتلی را در منطقه شیعه نشین بندی بازار اجاره کنم. وارد هتل نشده با استقبال گرم صاحب هتل مواجه شدم. ...

ادامه مطلب »

حاج آقا داودی نژاد برگشت (خاطره ای متفاوت)

mseza25

با سلام و عذر خواهی بابت این همه فاصله به خاطر مشغله ها و فعالیت های زیادم! عرض شرمندگی از صورت من الان مثل باران بهاری از نوع باران عربی پایین می ریزد، باورتان نمی شود نگاه کنید اشتباه نکنید این گریه نیست این عرق شرمندگی است! البته حالا به ...

ادامه مطلب »

خاطره ی نهی ازمنکر

mseza24

جریان از آن سفر زیارتی مشهد مقدس شروع شد که ویژه خواهران بود و تصمیم گرفتم به جای ثبت نام معمولی به صورت نامحسوس کاری کنیم که دخترهای بی حجاب و فراری از مباحث مذهبی به این سفر جذب گردند. البته ناگفته نماند که چندین نفر از خواهران مذهبی با ...

ادامه مطلب »

خاطره ی قرار حاج‏ آقا با دوست دختر و پسرهای اصفهان

mseza23

همانطورکه می دانید در اینترنت سایتی به نام کلوب وجود دارد که دختر و پسرها عضو آن می شوند و در مباحث مختلف شرکت می نمایند. یکی از کلوب های این سایت کلوب اصفهان است که دختر و پسرهای اصفهانی عضو این کلوب هستند. خوب دیگه! حاج آقای شما هم ...

ادامه مطلب »

امام حسن (ع) در جمکران

mseza22

سفر آن سال مسجد جمکران سفر عجیبی بود ! این بار نوبت سفر پسرهای دانشگاه ما بود! اما عجب بچه های گلی! بقول خودشان تمام بچه خلاف دانشگاه جمع شده بودند در یک اتوبوس! اصلا این سفر قرار بود شمال باشد اما پس از تلاشهای زیاد تبدیل به جمکران شد! ...

ادامه مطلب »

دانمارک بهتر است یا امام رضا

mseza21

آخرین سفر مشهد با دختران دانشگاه اتفاقات عجیب و غریب زیادی داشت. از جمله این قضیه است که ناخودآگاه اشک من را جاری کرد و متوجه شدم در دستگاه اهل بیت (ع) ملاک دوست داشتن و عشق بازی ظاهر آدم ها نیست. در این سفر چند نفری همراه ما بودند ...

ادامه مطلب »

خاطره ی دختران دانشگاه باید اسلحه حمل نمایند

mseza20

قبل از نقل خاطره بگویم که بعضی از کلاسهای دانشگاه ما تا ساعت ۱۰ شب ادامه دارد! و این باعث مشکل برای خیلی از دختران شده است! ساعت حدود ۵ عصر بود و من مشغول نوشتن یک طرح برای باشگاه پژوهشی در کمیته ی فرهنگی بودم، کاملا تمرکز گرفته بودم ...

ادامه مطلب »

خاطره ی دلم می خواهد دختران با حجاب را بادستان خود خفه کنم

mseza19

سفرهای مشهد مقدسی که من برای بچه های دانشگاه تدارک می دیدم غالبا با استقبال پسران و دختران مذهبی روبرو می شد ولی این بار نمی دانم چرا اینگونه امام رضا بین این همه بچه ها صف اول نماز جماعتی، این افراد به ظاهر غیر مذهبی و مثلا بی حجاب ...

ادامه مطلب »
در حال بارگذاری