صفحه اصلی / روانشناسی / شخصیت (صفحه 2)

شخصیت

پای صحبت بزرگان

mseza36

آیت الله مجتهدی تهرانی(ره): استاد ما شیخ علی اکبر برهان می فرمود هیچ وقت خشک و تر باهم نمی سوزند چوب تر، اول کنار آتش خشک می شود بعد می سوزد لذا مواظب باشید اگر کسی واقعا مومن باشد، دچار عذاب نمی شود ولی اگر مومن گناهی را دید و ...

ادامه مطلب »

حواسمان باشد

mseza34

حواسمان باشد هیچگاه از اطرافیان خود نپرسیم: پدر یا مادرت، چگونه از دنیا رفت؟ هیچگاه از پدر یا مادری نپرسیم که فرزندتون چطوری درگذشت؟ هیچگاه از کسیکه هنوز کاری واسه خودش پیدا نکرده (خصوصا در جمع) نپرسیم؛ هنوز بیکاری؟ اگر هم کاری از دستمون بر میاد، تو جمع اینکار رو ...

ادامه مطلب »

شب سردی بود

mseza33

شب سردی بود… پیرزن بیرون میوه‌فروشى زُل زده بود به مردمى که میوه مى‌خریدند. شاگرد میوه‌فروش، تُند تُند پاکت‌هاى میوه را داخل ماشین مشترى‌ها مى‌گذاشت و انعام مى‌گرفت. پیرزن با خودش فکر مى‌کرد چه مى‌شد او هم مى‌توانست میوه بخرد و ببرد خانه… رفت نزدیک‌تر… چشمش افتاد به جعبه چوبى ...

ادامه مطلب »

خودمونو زدیم به خواب

mseza17

گویند مردی وارد مسجدی شد تا کمی استراحت کند… کفشایش را گذاشت زیر سرش و خوابید. طولی نکشید که دو نفر وارد مسجد شدند. یکی از اون دو نفر گفت: طلاها را بزاریم پشت منبر ، اون یکی گفت: نه ! اون مرد بیداره وقتی ما بریم طلاها رو بر ...

ادامه مطلب »

داستان کوتاه

mseza16

مردی به پیامبر خدا، حضرت سلیمان، مراجعه کرد و گفت: ای پیامبر میخواهم به من زبان یکی از حیوانات را یاد دهی.سلیمان گفت: تحمل آن را نداری. اما مرد اصرار کرد.سلیمان پرسید: کدام زبان؟ جواب داد: زبان گربه ها!سلیمان در گوش او دمید و عملا زبان گربه ها را آموخت…. ...

ادامه مطلب »

بحث کردن

mseza15

الاغ گفت : رنگ علف قرمز است!!! گرگ گفت : نه سبز است!!! باهم رفتند پیش سلطان جنگل(شیر) و ماجرای اختلاف را گفتند … شیر گفت: گرگ را زندانی کنید! گرگ گفت : ای سلطان، مگر علف سبز نیست… شیر گفت: سبز است، ولی دلیل زندانی کردن تو ، بحث ...

ادامه مطلب »

چه زیبا می شد این دنیا

mseza9

چہ زیبا مےشد این دنیا اگر شاه و گدا ڪم بود اگر بر زخمِ هر قلبی همان اندازه مرهم بود چہ زیبا مےشد این دنیا اگر دستی بگیرد دست اگر قدرے محبّت را بہ نافِ زندگانی بست چہ زیبا مےشد این دنیا ڪمی هم با وفا باشیم نباشد روزگارے ڪہ ...

ادامه مطلب »

خوبه یاد بگیریم که

mseza42

خوبه یاد بگیریم که: دخالت در زندگی دیگران، کنجکاوی نیست؛ فضولیه! تندگویی و قضاوت در مورد دیگران، انتقاد نیست؛ اسمش توهینه! هر کار یا حرفی که در آخرش بگی شوخی کردم، شوخی نیست؛ حمله به شخصیت اون فرده! بازی کردن با احساسات مردم زرنگی نیست؛ اسمش هرزگیه! خراب کردن یه ...

ادامه مطلب »

ﻫﺮﮔﺰ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍحمقند

mseza41

روزی عتیقه فروشی به روستائی رفت و به منزل رعیتی ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ. چشمش به ﻛﺎﺳﻪﺍﯼ ﻧﻔﯿﺲ ﻭ ﻗﺪﯾﻤﯽ افتاد ﻛﻪ ﺩﺭ ﮔﻮشه حیاط است ﻭ ﮔﺮﺑﻪ ای از ﺁﻥ ﺁﺏ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ. ﮔﻔﺖ: ﻋﻤﻮﺟﺎﻥ ﭼﻪ ﮔﺮﺑﻪ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺁﯾﺎ ﺣﺎﺿﺮﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ؟ ﺭﻋﯿﺖ ﮔﻔﺖ باشد صد تومان میفروشم. ...

ادامه مطلب »

اصالت یعنی

mseza19

نتونی به کسی خیانت کنی، نتونی دل بشکنی، نتونی دورو باشی، نتونی آدما رو بازی بدی و … یعنی برای خودت یک چهار چوب محکم اخلاقی داشته باشی! چهارچوبی که خودت، با جهان بینی خودت، برای خودت تعریف می کنی. بنابر این، کسی که چهارچوب اخلاقی داره، اصالت داره. اصالت ...

ادامه مطلب »
در حال بارگذاری