صفحه اصلی / آرشیو تگ کفش

آرشیو تگ کفش

انسانیت

mseza46

استادی با شاگردش از باغى میگذشت … چشمشان به یک کفش کهنه افتاد. شاگرد گفت گمان میکنم این کفشهای کارگرى است که در این باغ کار میکند . بیا با پنهان کردن کفشها عکس العمل کارگر را ببینیم و بعد کفشها را پس بدهیم و کمى شاد شویم …! استاد ...

ادامه مطلب »

خودمونو زدیم به خواب

mseza17

گویند مردی وارد مسجدی شد تا کمی استراحت کند… کفشایش را گذاشت زیر سرش و خوابید. طولی نکشید که دو نفر وارد مسجد شدند. یکی از اون دو نفر گفت: طلاها را بزاریم پشت منبر ، اون یکی گفت: نه ! اون مرد بیداره وقتی ما بریم طلاها رو بر ...

ادامه مطلب »

کوک چهارم

mseza21

کسی کفشش را برای تعمیر نزد کفاش می برد. کفاش با نگاهی می گوید این کفش سه کوک می خواهد و هر کوک ده تومان و خرج کفش می شود سی تومان. مشتری هم قبول می کند. پول را می دهد و می رود تا ساعتی دیگر برگردد و سوار ...

ادامه مطلب »
در حال بارگذاری